در دوره دوم ریاستجمهوری دونالد ترامپ، تقابل با نهادهای لیبرال و دموکراتیک از سطح شعار و انتقادهای کلامی به اقدامات عملی، قانونی و مالی گسترده تبدیل شده است. ترامپ رسانههای جریان اصلی را بار دیگر «دشمن مردم» و «اخبار جعلی» نامیده و با ابزارهای مختلف به تضعیف استقلال آنها پرداخته است. او در اول می ۲۰۲۵ فرمان اجرایی «پایان یارانه مالیاتی رسانههای جانبدار» را امضا کرد که Corporation for Public Broadcasting (CPB) را ملزم به قطع فوری کمکهای مستقیم و غیرمستقیم به NPR و PBS کرد و این رسانهها را به «پوشش جانبدارانه، حزبی و پروپاگاندای چپگرا» متهم نمود. سپس در تابستان ۲۰۲۵، کاخ سفید از کنگره درخواست لغو ۱.۱ میلیارد دالر بودجه مصوب برای CPB را کرد که با رأی حزبی جمهوریخواهان تصویب شد و منجر به تعطیلی برخی ایستگاههای محلی، تعدیل گسترده نیرو و کاهش شدید برنامههای آموزشی و خبری گردید. همزمان، شکایتهای سنگین حقوقی علیه رسانههای بزرگ ادامه یافت؛ از جمله دعویهای چند میلیارد دالری علیه نیویورک تایمز و اقدامات مشابه علیه دیگر رسانهها، همراه با تحقیقات FCC (کمیسیون ارتباطات فدرال) علیه شبکههایی مانند CBS، ABC و MSNBC. دانشگاهها نیز به یکی از کانونهای اصلی این تقابل تبدیل شدهاند. پس از اوجگیری اعتراضات دانشجویی حامی فلسطین در سالهای ۲۰۲۳–۲۰۲۴ (با بیش از ۱۳۶۰ تجمع که حدود ۹۴ درصد آنها مسالمتآمیز و حامی فلسطین بودند)، دولت ترامپ با استناد به ادعای مبارزه با «یهودستیزی» در محوطههای دانشگاهی، بودجههای پژوهشی فدرال را هدف قرار داد. فرمان اجرایی جنوری ۲۰۲۵ (اقدامات اضافی برای مقابله با یهودستیزی) و پروژههایی مانند «Project Esther» منجر به تعلیق صدها میلیون دالر کمک به دانشگاههایی مانند UCLA، Harvard، Columbia و Northwestern شد. برای مثال، در تابستان ۲۰۲۵ حدود ۵۸۴ میلیون دالر بودجه تحقیقاتی UCLA مسدود گردید و شرط بازگردانی آن، تغییرات ساختاری در سیاستهای جذب دانشجو، برنامههای تنوع و برابری (DEI)، نحوه مدیریت اعتراضات و حتی بازنگری برنامههای مطالعات خاورمیانه اعلام شد. وزارت دادگستری و HHS نیز دهها دانشگاه را تحت بررسی قرار دادند و تهدید به قطع کامل بودجه فدرال کردند. هرچند برخی احکام قضایی فدرال (مانند دستور بازگردانی بخشی از کمکهای NIH در UCLA و دیگر موارد) مانع اجرای کامل این سیاستها شدند، فشار کلی بر استقلال آکادمیک، آزادی بیان و برنامههای DEI افزایش چشمگیری یافته و بسیاری از دانشگاهها را وادار به سازش یا تغییر سیاستهای خود کرده است. تقابل با قوه قضائیه نیز به اوج رسید. ترامپ بارها قضات و دادگاهها را «سیاسیکاری» و فاقد مشروعیت خواند. برجستهترین اقدام، صدور عفو گسترده برای تقریباً تمام متهمان و محکومان حمله به کنگره در ۶ جنوری ۲۰۲۱ (نزدیک به ۱۶۰۰ نفر) در روز نخست دوره دوم (۲۰ جنوری ۲۰۲۵) بود که بسیاری از آنها را «زندانیان سیاسی» نامید. این تصمیم، مشروعیت روند قضایی و احکام دادگاهها را مستقیماً زیر سؤال برد و نمادی از اولویت قدرت اجرایی بر استقلال قضایی شد.
در پایان اینگونه میتوان گفت که رویکرد ترامپ در دوره دوم، فراتر از یک استراتژی پوپولیستی یا جنگ فرهنگی ساده، پروژهای سیستماتیک برای بازتعریف رابطه قدرت با نهادهای مستقل است، چیزی که رسانهها به «ابزار نخبگان فاسد و پروپاگاندای چپ» تقلیل یافته و با قطع بودجه، شکایتهای مالی و تحقیقات FCC تحت فشار قرار گرفتهاند؛ دانشگاهها به «پناهگاه رادیکالیسم و ایدئولوژی woke» تبدیل شده و استقلال علمیشان با اهرم بودجه، تحقیقات مدنی و تهدید قطع کمکهای پژوهشی تهدید میشود؛ و قوه قضائیه به «مانع صدای مردم واقعی» بدل گشته و با عفوهای گسترده، حملات کلامی و بیاعتبارسازی قضات فرسوده میگردد. این الگو، اگرچه پایگاه اجتماعی ترامپ را تحکیم کرده، اما هزینهای سنگین برای اعتماد عمومی به نهادها، آزادی بیان، استقلال آکادمیک و اعتبار نظام قضایی به بار آورده است. پرسش بنیادین پیشرو این است که آیا دموکراسی لیبرال امریکا با ستونهای لرزان رسانه، دانشگاه و دادگستری، قادر به بازسازی خود پس از چنین ضربههای هدفمند، مداوم و ساختاری خواهد بود، یا این فرسایش تدریجی به تضعیف بازگشتناپذیر بنیانهای آن و حرکت به سوی الگویی اقتدارگرایانهتر منجر میشود؟
