یک ساختمان، اما نه یک میز مشترک. هیئتهای دیپلماتیک ایران و امریکا در یک ساختمان حضور دارند، اما هرگز در یک اتاق و دور یک میز نمینشینند. پیامها از طریق واسطهها دستبهدست میشود. برای بسیاری از ناظران این پرسش مطرح است که چرا با وجود تمایل دو طرف برای مدیریت تنشها، واشنگتن بر گفتوگوی مستقیم و بیواسطه تأکید می کند و تهران خودداری؟
سخنگوی وزارت خارجه ایران تأکید میکند که مسئله اصلی، مستقیم یا غیرمستقیم بودن مذاکرات نیست، بلکه جدیت، اراده و حسن نیت طرفها برای دستیابی به نتیجهای عادلانه است.
اسماعیل بقایی سخنگوی وزارت امور خارجه: «در مورد مذاکره غیرمستقیم بارها صحبت کردیم. مشکل ما مذاکره مستقیم یا غیرمستقیم نیست. اگر نیت و جدیت برای نتیجه گیری وجود داشته باشد، حتما قابل حصول هست؛ کما اینکه هم تجارب مختلفی ما در سطح بین المللی داشتیم، همین الان تجاربی دارد اتفاق میافتد و هم قبلاً هم در نظر داشته باشید مذاکرات خرداد ماه به دلیل غیر مستقیم بودن دچار آن مشکل نشد. تنها به این دلیل دچار مشکل شد که یک طرف تصمیم گرفت به نیروی نظامی متوسل بشود؛ وگرنه این مذاکرات به صورت کاملاً کارآمد در حال انجام بود. لذا این موضوع به نظرم خیلی نیازمند برجسته سازی نیست. مهم این هستکه طرفهای یک مذاکره جدیت و اراده و حسن نیت خودشان را برای رسیدن به یک نتیجه عادلانه نشان بدهند.»
با این وجود، تحلیلگران روابط بینالملل معتقدند که اصرار واشنگتن بر مذاکره مستقیم، پیش از آنکه یک ضرورت فنی برای پیشبرد توافق باشد، یک هدف نمادین را دنبال میکند. به باور آنها، امریکا به دنبال یک تصویر رسانهای است تا نشان دهد کشوری که دههها در تقابل با سیاستهای واشنگتن بوده، سرانجام به پای میز مذاکره مستقیم کشیده شده. تحلیلگران میگویند که این تصویر رسانهای پیش از آنکه توافقی شود، برای واشنگتن یک پیروزی نمادین و برای تهران یک عقبنشینی سیاسی تلقی میشود. از این رو، دستگاه دیپلماسی ایران تمایلی ندارد در نمایشی شرکت کند که خروجی رسانهای آن به سود طرف مقابل طراحی شده است.
علاوه بر این، در شرایطی که تحریمهای گسترده و بیسابقه سایه سنگینی بر اقتصاد ایران انداخته و تهدیدات مستمر امنیتی در جریان است، کارشناسان معتقدند فضای گفتوگو از حالت «برابر» خارج شده است. در چنین فضایی، پذیرش مذاکره مستقیم از نگاه تهران بیشتر به معنای تن دادن به فشارهای روانی و باجگیری اقتصادی است تا یک چانهزنی مرسوم دیپلماتیک.
فراتر از ملاحظات سیاسی، انتخاب مدل مذاکره غیرمستقیم برای ایران کارکردهای عملیاتی و حقوقی روشنی دارد. حضور واسطههای معتبر بهعنوان ناظر بیطرف، مانع تحریف روایتها و بدعهدیهای احتمالی میشود. انتقال پیامها از طریق واسطه باعث مکتوبسازی روند گفتوگوها و کاهش ابهام وعدههای شفاهی است. همچنین، این روش فشارهای روانی و زبان بدن در مذاکرات رودررو را خنثی میکند. همچنینُ مذاکره غیرمستقیم فرصت کافی برای بررسی حقوقی، مشورت با مرکز و اتخاذ تصمیمات سنجیدهتر در اختیار هیئت مذاکرهکننده قرار میدهد.
فراتر از ملاحظات سیاسی، انتخاب مدل غیرمستقیم کارکردهای عملیاتی و حقوقی روشنی برای ایران دارد که ضریب خطای مذاکرات را کاهش میدهد:
حضور ناظر بیطرف: واسطههای معتبر در اتاقهای جداگانه، نقش «شاهد» را ایفا میکنند. این امر جلوی تحریف روایتها و بدعهدیهای احتمالی بر سر جزئیات را در حین مذاکره میگیرد.
مکتوبسازی فرآیند: به دلیل انتقال پیامها از طریق واسطه، روند گفتوگوها مستندتر میشود و از فضای تفسیرپذیر و مبهم وعدههای شفاهی فاصله میگیرد.
خنثیسازی عملیات روانی: در مذاکرات رودررو، ابزارهای روانی، زبان بدن و فشارهای لحظهای برای گرفتن امتیاز به کار میروند. دیوارهای اتاق جداگانه، این هیجانات را فیلتر میکند.
خرید زمان برای تأمل: این روش، شبیه به تفاوت یک مکالمه تلفنی پرالتهاب با ارسال نامههای مکتوب است. هیئت مذاکرهکننده فرصت کافی برای بررسی حقوقی، مشورت با مرکز و اتخاذ تصمیمات سنجیدهتر را پیدا میکند.
دیوار بلند بیاعتمادی، عامل کلیدی دیگری است. خروج یکجانبه امریکا از توافق هستهای (برجام) به دیپلماتهای ایرانی نشان داد که حتی توافقات حاصل از نشستهای مستقیم نیز از گزند نقض عهد در امان نیستند. از سوی دیگر، پژوهشگران خاورمیانه یادآوری میکنند که مذاکره علنی با امریکا میتواند در فضای داخلی ایران به دوقطبیهای سیاسی دامن بزند و همزمان، پیامهای نگرانکنندهای برای متحدان منطقهای ایران ارسال کند. دیپلماسی غیرمستقیم، راهکاری برای پیشبرد منافع ملی بدون ایجاد شوک به ساختار داخلی و شبکههای منطقهای است.
محسن پاک آیین پاک دیپلمات پیشین ایرانی و تحلیلگر روابط بینالملل درباره چرایی انتخاب مدل مذاکرات غیرمستقیم از سوی ایران، میگوید: «کماکان دیوار بیاعتمادی نسبت به امریکا بلند است و حسن مذاکرات غیرمستقیم این است که فرد ثالثی در جلسه حاضر است و نظارت میکند. چنانچه طرف مقابل تعهداتی را بپذیرد ولی بعداً بخواهد آنها را دنبال نکند، فرد دیگری در درون مذاکره ناظر بوده و آنها نمیتوانند بهراحتی زیر قول خود بزنند. در مجموع، تا زمانی که اعتماد نسبت به امریکا کماکان وجود ندارد، احتمالاً مذاکرات بهطور غیرمستقیم انجام میشود.»
هرچند هنوز برای قضاوت درباره نتایج مذاکرات ایران و امریکا زود است، اما به نظر میرسد پافشاری تهران بر مذاکره غیرمستقیم بخشی از یک راهبرد مدیریت ریسک باشد؛ راهبردی که امکان باز نگه داشتن روزنههای دیپلماسی برای کاهش فشارها را فراهم میکند و در عین حال ابزارهای حقوقی و قدرت چانهزنی ایران را در یک معادله نامتقارن حفظ مینماید.
