جنگ امریکا – اسرائیل علیه ایران و اقتصاد درحال فروپاشی کشورهای عربی خلیج فارس

جنگ جاری امریکا و اسرائیل علیه ایران که از اواخر فبروری ۲۰۲۶ آغاز شد، نه‌تنها ابعاد امنیتی دارد، بلکه پیامدهای عمیقی برای اقتصاد منطقه نیز در پی داشته است. تأسیسات نفتی و گازی ایران هدف حملات گسترده قرار گرفته و عبور تانکرها از تنگه هرمز عملاً متوقف شده؛ نتیجه این مشکلات، اختلال شدید در عرضه جهانی انرژی بوده است. طبق گزارش‌ها، تنگه هرمز نقشی کلیدی در انتقال حدود ۲۰ درصد نفت و گاز دریایی جهان دارد، اما در هفته‌های اخیر، عبور نفتکش‌ها در این مسیر بحرانی به کمتر از ۱۰ درصد سطح عادی سقوط کرده است. چنین رکودی در عرضه انرژی، پایه اقتصادی کشورهایی مانند عربستان، امارات و قطر را تحت فشار قرار داده است، چرا که این کشورها متکی به درآمدهای نفتی و گازی هستند. از سوی دیگر، این جنگ جهانی بازار انرژی را تکان داده و رشد قیمت نفت و گاز را به دنبال داشته است.

افزایش قیمت انرژی

تحلیلگران افزایش کم‌سابقه‌ای در قیمت نفت خام و گاز طبیعی را گزارش کرده‌اند. بر اساس داده‌های اخیر، قیمت نفت برنت بیش از ۵۰ درصد نسبت به پیش از جنگ جهش داشته است. نفت برنت از سطح حدود ۷۰ دالر در بشکه در اواخر فیبروری به بالای ۱۱۰ دالر صعود کرد و در برخی مبادلات به ۱۲۰ دالر هم رسید. این افزایش چشمگیر ناشی از نگرانی‌ها درباره قطع عرضه از منطقه خلیج فارس است. در همین حال، قیمت گاز طبیعی نیز به‌شدت بالا رفته است. شاخص گاز طبیعی اروپا بیش از ۸۵ درصد و قیمت LNG (گاز طبیعی مایع) در آسیا بیش از ۱۴۰ درصد افزایش یافته است. این‌گونه افزایش‌ها در کاربری مصرف‌کنندگان و صنایع مصرف‌کننده انرژی در سراسر جهان فشار قابل توجهی وارد کرده است. هزینه‌ سوخت و انرژی خانوارها و کارخانه‌ها در اروپا افزایشی هفتاد میلیارد یورویی را تجربه کرده است. افزایش ناگهانی قیمت‌ها باعث شده است بسیاری از کشورها و شرکت‌های انرژی به دنبال جایگزین برای نفت و گاز خاورمیانه باشند، اما چنین جایگزین‌هایی زمان‌بر و هزینه‌بر هستند.

مطالب بیشتر:  تجاوز اسراییل به سوریه؛ عدالت جهانی کجاست؟

اختلال در صادرات

یکی از نتایج مستقیم این جنگ، اختلال گسترده در صادرات نفت و گاز منطقه است. بر اساس آمار شرکت پترو-لاجیستیکس، جریان نفت خام و میعانات گازی خلیج فارس به‌طور روزانه حدود ۱۲ میلیون بشکه کاهش یافته که حدود ۱۲ درصد از تقاضای جهانی را تشکیل می‌دهد. این موضوع بیشتر به دلیل تحریم و تعلیق تولید در تأسیسات نفتی کشورهای جنگ‌زده و همچنین انسداد تنگه هرمز است. تنگه هرمز، گذرگاه استراتژیک بخش عمده‌ای از نفت و گاز خاورمیانه است؛ در شرایط عادی، حدود ۲۰ درصد نفت و گاز معامله‌شده دریایی از این گذرگاه عبور می‌کند. اکنون با موشک‌باران‌ها و تهدید ایران به شلیک به هر نفتکش عبوری، عبور کشتی‌ها به‌شدت محدود شده است.

زیان کشورهای خلیج فارس

کشورهای عمده حاشیه خلیج فارس به‌ویژه عربستان، امارات و قطر متکی به صادرات انرژی هستند و جنگ اخیر درآمدهای نفتی و گازی آن‌ها را به شدت کاهش داده است. داده‌های بازار نشان می‌دهد که شاخص‌های بورس این کشورها سقوط قابل‌توجهی را تجربه کرده‌اند. بازار بورس دبی به‌دنبال وحشت اولیه وارد فاز نزولی شد و در طول یک ماه حدود ۱۵ درصد کاهش یافته است.

هم‌زمان، تحلیل‌گران اقتصادی برآورد کرده‌اند که عربستان، امارات و قطر طی سه هفته نخست جنگ بالغ بر پنجاه میلیارد دالر از درآمدهای نفتی و گازی خود را از دست داده‌اند. هرچند جزییات رسمی منتشر نشده، اما برخی گزارش‌ها به کسری درآمدی در حدود ۱۵ تا ۲۰ میلیارد دالر برای هر یک از این کشورها اشاره دارند. تأثیر ثانویه جنگ نیز باعث رکود بخش‌های غیرانرژی شده است: مثلاً در امارات و قطر، خبرگزاری‌ها از سقوط بیش از ۶۰ درصدی تعداد گردشگران ورودی خبر داده‌اند که درآمدهای اقامتی و تفریحی را به‌طور چشمگیری کاهش داده است. علاوه بر آن، سیاست‌های پرهزینه حمایتی دولت‌ها برای کمک به اقتصاد و خسارات جنگ، کسری بودجه را افزایش داده و نهادهای مالی منطقه را تحت فشار قرار داده است.

مطالب بیشتر:  حمله به قلب زخم‌خورده کنر؛ جهان همدرد، اما پاکستان بی‌رحم

تأثیر بر کویت و بحرین

کویت و بحرین، دو کشور کوچک منطقه، نیز از پیامدهای بحران در امان نمانده‌اند. کویت که شدیداً به درآمد نفتی وابسته است، طبق تحلیل‌های گلدمن ساکس ممکن است امسال با کاهش ۱۴ درصدی تولید ناخالص داخلی مواجه شود در صورتی که جنگ تا پایان اپریل ادامه یابد. این تخمین نشان می‌دهد که حتی دو ماه وقفه در صادرات از طریق هرمز، می‌تواند به فروپاشی اقتصاد کویت منجر شود. بحرین نیز به خاطر تنوع اقتصادی محدود و وابستگی به گردشگری و سرمایه‌گذاری خارجی، ضربه سختی خورده است؛ به گزارش برخی منابع خبری از جمله فایننشال تایمز، اعتماد سرمایه‌گذاران در بحرین به شدت کاهش یافته و پروژه‌های توسعه‌ای متوقف شده‌اند. به این ترتیب، اقتصاد بحرین که پیش از این نیز در تنگنای بدهی بود، بیشترین آسیب را در حوزه کاهش سرمایه‌گذاری متحمل شده است. به نقل از رسانه‌ها، این وضعیت بحرانی، فشار سنگینی بر بانک‌ها و بودجه دولت بحرین اعمال کرده است.

پیامدهای جهانی

حمله امریکا-اسرائیل بر ایران، اثرات خود را فراتر از خلیج فارس نشان داده است. در اروپا، برآورد می‌شود هزینه واردات انرژی به‌دلیل شوک قیمت‌ها تا هفتاد میلیارد یورو افزایش یابد. اورزلا فن درلاین، رئیس کمیسیون اروپا، از افزایش ۶ میلیارد یورویی در هزینه نفت و گاز اتحادیه اروپا در چند هفته اول بحران خبر داد. این شوک مجدد قیمت‌ها، دولت‌ها را بر آن داشته تا برای جلوگیری از بروز بحران اجتماعی، در اتحادیه طرح‌هایی مانند تسهیل در کمک‌های مالی به صنایع و تعدیل مالیات‌ها را بررسی کنند.

در امریکا نیز مصرف‌کنندگان با گرانی نفت دست‌وپنجه نرم می‌کنند. میانگین قیمت پترول خرده‌فروشی امریکا در روزهای اخیر به حدود ۳.۳۲ دالر در هر گالن رسیده که بیشترین مقدار از پاییز گذشته است. این افزایش سریع، فشار سیاسی بر دولت ترامپ را تشدید کرده است، چرا که او وعده کاهش قیمت سوخت را داده بود و حالا می‌باید سیاست‌های خود در زمینه انرژی را بازبینی کند.

مطالب بیشتر:  همسایگان در مسیر ناهماهنگ؛ افغانستان دنبال تجارت، پاکستان دنبال امنیت

جنگ ایران آشکار کرد که بازارهای جهانی انرژی تا چه حد شکننده و به یک منطقه خاص وابسته هستند. اختلال در خلیج فارس نه‌تنها قیمت‌ها را بالا برده، بلکه درآمد میلیون‌ها خانوار و کسب‌وکار در نقاط دیگر دنیا را نیز به خطر انداخته است.

جنگ کنونی یک بحران چندلایه است: علاوه بر تهدید امنیت منطقه‌ای، ضایعات اقتصادی آن در سطح جهانی مشهود است. کشورهای خلیج فارس با از دست دادن ده‌ها میلیارد دالر درآمد نفتی و گازی و نیز کاهش شدید تقاضای خارجی برای کالاها و خدمات‌شان مواجه شده‌اند. بازار بورس این منطقه سقوط کرده و بخش‌های غیرنفتی از گردشگری تا بازار سرمایه با رکود مواجه شده‌اند. در عرصه جهانی نیز قیمت‌های انرژی به سطوح بی‌سابقه‌ای صعود کرده که پیامد آن فشار بر مصرف‌کنندگان و تشدید بحران اقتصادی در نقاط دیگر جهان است. تا زمانی که این درگیری ویرانگر ادامه دارد، بازسازی شبکه‌های انرژی و اقتصاد آسیب‌دیده خلیج فارس و جهان کار دشواری خواهد بود و نیازمند راه‌حل‌ها و سازوکارهای ملی و بین‌المللی برای مدیریت بحران انرژی است.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *