گزارش تازهٔ روزنامه نیویورک تایمز نشان میدهد که ارتش پاکستان در تازهترین مرحله از تنشهای نظامی با امارت اسلامی افغانستان، پایگاه هوایی بگرام را هدف حملات هوایی قرار داده است. این گزارش، که بر اساس تصاویر ماهوارهای و اظهارات مقامهای نظامی تهیه شده، نشان میدهد که تنشهای نظامی میان اسلامآباد و حکومت امارت اسلامی وارد مرحلهای تازه شده است؛ مرحلهای که میتواند پیامدهای مهمی برای امنیت افغانستان و ثبات منطقه به همراه داشته باشد.
بر اساس این گزارش، ارتش پاکستان در حملهای هوایی چندین ساختمان در بخش شمالی پایگاه بگرام را هدف قرار داده است. تصاویر ماهوارهای که نیویورک تایمز به آن دست یافته، نشان میدهد که دستکم یک آشیانه هواپیما و دو انبار بزرگ در اثر این حملات بهطور کامل تخریب شدهاند. این تصاویر نشان میدهد که حملات با تمرکز بر بخشهای مشخصی از این پایگاه انجام شده است.
یک مقام نظامی پاکستانی که نخواست نامش فاش شود، در گفتوگو با نیویورک تایمز تأیید کرده است که ارتش پاکستان چندین حمله برای نابودی تجهیزات و ذخایر نظامی انجام داده است. در سوی دیگر، مقامهای افغان نیز وقوع حمله به این پایگاه را تأیید کردهاند، اما درباره میزان دقیق خسارات توضیحی ارائه نکردهاند.
پایگاه هوایی بگرام که حدود ۴۰ کیلومتر در شمال کابل قرار دارد، از مهمترین مراکز نظامی افغانستان به شمار میرود. این پایگاه در دوران حضور نیروهای امریکایی بهعنوان مرکز اصلی عملیات نظامی امریکا در جنگ بیستساله افغانستان شناخته میشد. پس از خروج نیروهای امریکایی در سال ۲۰۲۱، کنترل این پایگاه به دست امارت اسلامی افتاد و از آن زمان به یکی از مهمترین داراییهای نظامی افغانستان تبدیل شده است.
گزارش نیویورک تایمز همچنین میگوید که در هفتهها و ماههای اخیر، ارتش پاکستان بیش از ۵۰ حمله هوایی علیه اهداف نظامی در خاک افغانستان انجام داده است. مقامهای پاکستانی این عملیات را بخشی از آنچه جنگ آشکار علیه امارت اسلامی مینامند، توصیف کردهاند.
اسلامآباد دلیل این حملات را حضور و فعالیت جنگجویان تحریک طالبان پاکستان در خاک افغانستان عنوان میکند. این گروه که با نام اختصاری «تیتیپی» نیز شناخته میشود، طی سالهای گذشته حملات گستردهای را علیه نیروهای امنیتی پاکستان انجام داده و صدها تن از نیروهای این کشور را کشته است.
با این حال، مقامهای افغان همواره این اتهام را رد کردهاند و تأکید کردهاند که امارت اسلامی به هیچ گروهی اجازه نمیدهد از خاک افغانستان علیه کشورهای دیگر استفاده کند.
در عین حال، تحلیلگران نظامی معتقدند که هدف قرار دادن بگرام تنها یک اقدام نظامی ساده نیست، بلکه پیام سیاسی روشنی نیز در خود دارد. این پایگاه نهتنها بزرگترین پایگاه نظامی افغانستان محسوب میشود، بلکه پس از سال ۲۰۲۱ به نمادی از حاکمیت و توانایی نظامی امارت اسلامی نیز تبدیل شده است. حمله به چنین مرکزی میتواند تلاشی برای ارسال یک پیام بازدارنده از سوی پاکستان تلقی شود؛ پیامی که نشان میدهد اسلامآباد آماده است در صورت لزوم، حتی مهمترین زیرساختهای نظامی افغانستان را هدف قرار دهد.
در همین حال، برخی آگاهان سیاسی و امنیتی معتقدند که حمله به بگرام تنها در چارچوب ادعای مبارزه با تحریک طالبان پاکستان قابل توضیح نیست. از دید این کارشناسان، نابودی تأسیسات نظامی و داراییهای ملی افغانستان در یکی از مهمترین پایگاههای کشور، نشاندهنده آن است که پاکستان ممکن است اهداف گستردهتری را دنبال کند. به باور آنان، بخشی از این حملات میتواند با هدف از بین بردن تجهیزات پیشرفته نظامی انجام شود که پس از خروج نیروهای امریکایی و ناتو در سال ۲۰۲۱ در افغانستان باقی ماند. این تجهیزات شامل هواپیماها، هلیکوپترها، تجهیزات تسلیحاتی پیشرفته، خودروهای زرهی و مقادیر قابل توجهی مهمات بود که ارزش آنها به میلیاردها دالر میرسید.
برخی تحلیلگران حتی احتمال دیگری را نیز مطرح میکنند. به باور آنان، پاکستان در راستای تأمین منافع امریکا مأموریت جدید گرفته است. این دیدگاه از آنجا مطرح شده که دونالد ترامپ، رئیسجمهور امریکا، در مقاطع مختلف بارها بر بازپسگیری تجهیزات نظامی باقیمانده در افغانستان تأکید کرده و حتی تهدید کرده بود که امریکا باید این تجهیزات را دوباره در اختیار بگیرد. در چنین فضایی، برخی تحلیلگران معتقدند که نابودی این تجهیزات از طریق حملات هوایی میتواند بهطور غیرمستقیم همان هدف را محقق کند و پاکستان به دیکته و هدایت امریکا دست به چنین اقدامات میزند.
از سوی دیگر، برخی از کارشناسان روابط بینالملل بر این باورند که ریشه رفتارهای پاکستان نسبت به افغانستان را باید در نگاه راهبردی اسلامآباد به همسایه غربیاش جستوجو کرد. در طول چند دهه گذشته، بسیاری از تحلیلگران منطقهای گفتهاند که پاکستان همواره از شکلگیری یک دولت قدرتمند و دارای ارتش مجهز در افغانستان نگران بوده است. از دید این کارشناسان، اسلامآباد ترجیح میدهد افغانستان در سطحی از ضعف ساختاری باقی بماند تا نتواند بهعنوان یک رقیب ژئوپولیتیک یا یک قدرت مستقل در منطقه ظاهر شود. بر همین اساس، هرگونه تقویت ساختار نظامی افغانستان، بهویژه در قالب تجهیز یک ارتش مدرن، میتواند از نگاه برخی محافل امنیتی در پاکستان تهدیدی برای موازنه منطقهای تلقی شود.
با این حال، حملات اخیر میتواند پیامدهای خطرناکی برای ثبات منطقه داشته باشد. تداوم چنین حملاتی نهتنها به معنای نقض حاکمیت ملی افغانستان است، بلکه میتواند زمینهساز تشدید تنشها و حتی گسترش درگیریهای نظامی میان دو کشور شود.
در نهایت، بسیاری از تحلیلگران معتقدند که احترام به حاکمیت ملی افغانستان و حل اختلافات از راههای سیاسی و دیپلماتیک، تنها راهی است که میتواند از تشدید بحران جلوگیری کند. حملات نظامی و تخریب زیرساختهای حیاتی و بازی در نقش نیروی نیابتی کشورهای دیگر نهتنها کمکی به حل مشکلات امنیتی نمیکند، بلکه خطر بیثباتی بیشتر در منطقه را افزایش میدهد. افغانستان، پس از سالها جنگ و مداخله خارجی، بیش از هر زمان دیگر به امنیت، ثبات و احترام به تمامیت ارضی خود نیاز دارد؛ اصولی که نقض آنها میتواند پیامدهای بلندمدت و پرهزینهای برای کل منطقه به همراه داشته باشد.
