حمله انتحاری روز جمعه ۱۷ دلو به مسجد شیعیان در حومه اسلامآباد که ۳۱ کشته و ۱۶۹ زخمی بر جای گذاشت، یکی از مرگبارترین رویدادهای تروریستی در پایتخت پاکستان طی سالهای اخیر است. ساعاتی پس از انفجار، خواجه آصف، وزیر دفاع پاکستان، با اشاره به بررسیهای اولیه، فرد دخیل در حمله را از افغانستان معرفی کرد و از «تار و پود ارتباط میان هند و طالبان» سخن گفت. ساعتی بعد، محسن نقوی، وزیر داخله، از بازداشت چهار نفر از جمله یک افغان خبر داد. اما پذیرش سریع مسوولیت توسط گروه داعش، این روایت رسمی را با تردیدهای جدی روبرو کرد و موجی از انتقادهای داخلی را برانگیخت.
فرافکنی مسوولیت و اتهامزنی به همسایگان
مقامهای پاکستانی در نخستین واکنشها تلاش کردند مسوولیت را به بیرون از مرزها منتقل کنند. خواجه آصف با صراحت انگشت انتقاد را به سوی افغانستان و هند نشانه گرفت و مدعی شد که مهاجم از خاک افغانستان آمده است. این رویکرد، الگوی تکراری اسلامآباد در مواجهه با ناامنیهای داخلی است؛ جایی که مشکلات ریشهدار امنیتی به سرعت به «توطئه خارجی» نسبت داده میشود. اما پذیرش مسوولیت توسط داعش و بازداشتهایی که بیشتر به داخل پاکستان اشاره دارند، این اتهامزنی را به چالش کشیده و بسیاری آن را تلاشی برای فرار از مسوولیت دانستند. نثار احمد شیرزی، آگاه مسایل سیاسی به خبرگزاری آفاق گفت: «حکومت پاکستان تلاش میکند از ناامننشاندادن کشورش و نام تروریسم از جامعه جهانی پول دریافت کند. در کنار این، برای فریب مردم خود مسوولیت ناامنیها را به گردن دیگران میاندازد.»
صدای مخالفان؛ پاکستان آنچه کاشته، درو میکند
محمود خان اچکزی، رهبر اپوزیسیون، پس از این رویداد، با صراحت بیسابقهای گفت که پاکستان «همان چیزی را درو میکند که خود کاشته است». به گفته او، اسلامآباد در دهههای گذشته افراد بد جهان را گردهم آورد، آنان را برای هراسافگنی آموزش داد و خود را به سوی یک جنگ خطرناک سوق داد که در آن میان به هیچکس تفاوتی قائل نشد. این سخنان، بازتاب گستردهای در میان سیاسیون و مردم پاکستان یافت و نشان داد که بخش قابل توجهی از جامعه، ریشه ناامنی را نه در بیرون، بلکه در سیاستهای تاریخی و امنیتی داخلی کشور جستجو میکنند.
ریشههای تاریخی و میراث سیاستهای گذشته
انتقادهای حسابهای کاربری پرتعداد در پاکستان و کارشناسان نیز، بر این نکته تأکید دارند که این حمله توسط شهروند پاکستانی و در داخل خاک این کشور برنامهریزی شده است. بسیاری داعش را «دارایی نهادهای پاکستانی» یا دستکم محصول غیرمستقیم سیاستهای گذشته این کشور میدانند. به گفته کارشناسان حوزه سیاست، پاکستان دههها پیش با پرورش و حمایت از گروههای افراطی برای اهداف استراتژیک، بذرهایی کاشت که امروز نه تنها همسایگان، بلکه خود این کشور را نیز تهدید میکند. به گفته آنان، حمله به مسجد شیعیان، نمونهای روشن از چرخهای است که در آن تروریسم، دیگر قابل کنترل نیست و به قلب پایتخت رسیده است.
مشکل داخلی یا تهدید خارجی؛ دیدگاه کارشناسان چیست؟
کارشناسان مسایل سیاسی معتقدند که ناامنی در پاکستان اساساً مشکل داخلی است و همسایگان نباید ملامت شوند. ضعف سیاسی، فاصله میان ملت و حکومت، و کتمان ضعفهای ساختاری از طریق اتهامزنی به دیگران، راهحل نیست. آنان تأکید دارند که پاکستانیها باید این معضل را خودشان در داخل حل کنند. این دیدگاه، با واکنش گسترده شبکههای اجتماعی همخوانی دارد که اتهام به افغانستان و هند را «روایتی که به خوبی در پاکستان خریدار دارد» اما فاقد پایه محکم دانستهاند. سید قریبالله سادات، آگاه مسایل سیاسی در گفتوگو با تلویزیون ملی در پیوند به این موضوع گفت: ««در قبال مشکلات و چالشهای پاکستان همسایهها ملامت نیستند. زیرا ضعف سیاسی باعث شده که پاکستان با مشکلها مواجه شود و فاصله میان ملت و حکومت بیشتر گردد. زمامداران این کشور برای کتمان ضعف خود دیگران را ملامت میکنند.»
جمعبندی
این حمله و واکنشهای بعدی آن، آیینهای از بحران عمیق هویتی و امنیتی پاکستان است. فرافکنی مسوولیت به افغانستان و هند، گرچه ممکن است برای مدتی افکار عمومی داخلی را آرام کند، اما نمیتواند واقعیت تلخ میراث دهههای سیاستهای پرخطر را پنهان سازد. تا زمانی که اسلامآباد به جای جستجوی دشمن خارجی، با ضعفهای سیاسی، شکاف اجتماعی و میراث تروریسمی که خود پرورده روبهرو نشود، این چرخه خونین ادامه خواهد یافت. خوداندیشی صادقانه و اصلاحات عمیق داخلی، تنها راه برونرفت از این باتلاق است؛ در غیر این صورت، پاکستان همچنان «برف بام خود را بر دیگران خواهد انداخت» و قربانیان بیشتری خواهد داد.
