نشریۀ معتبر مالی پاکستان «بیزنس ریکوردر» روز جمعه، ۳۰ جنوری، گزارش داده که وزارت امور خارجه پاکستان در اعلامیهای از آمادگی برای گسترش کریدور اقتصادی چین – پاکستان به افغانستان و احیای چارچوب همکاری سهجانبه پاکستان – چین – افغانستان خبر داده است. این اعلامیه که بخشی از بررسی روابط اسلامآباد با پکن و تحولات منطقهای است، نشاندهنده تلاش پاکستان برای تقویت اتصال اقتصادی منطقهای است. اما کارشناسان حوزه اقتصادی معتقدند که این روایت خوشبینانه با واقعیتهای پرتنش میدانی، از جمله کاهش شدید تجارت دوجانبه و استراتژیهای جایگزین کابل، در تضاد قرار دارد. برای درک کامل این موضوع، باید از زمینه تاریخی آغاز کرد و به تحلیل چالشها و چشماندازها پرداخت. سی پک، به عنوان ستون فقرات ابتکار کمربند و جاده چین، از سال ۲۰۱۳ با سرمایهگذاری بیش از ۶۰ میلیارد دالر در زیرساختهای پاکستان، مانند جادهها، راهآهن، بنادر و انرژی، آغاز شد. گسترش آن به افغانستان ایدهای قدیمی است که در سالهای اخیر شتاب گرفته است. در می ۲۰۲۵، وزرای خارجه چین، پاکستان و افغانستان در پکن توافق کردند تا این پروژه را به کابل گسترش دهند و همکاری در زمینههای ضدتروریسم، تجارت و اتصال را تقویت کنند. این توافق در نشست کابل در اگست ۲۰۲۵ تکرار شد، جایی که سه طرف بر «تلاشهای مشترک علیه تروریسم» و گسترش سی پک تأکید کردند. چین، به عنوان میانجی اصلی، از این چارچوب برای دسترسی به منابع معدنی افغانستان استفاده میکند. برای مثال، شرکتهای چینی در معادن افغانستان سرمایهگذاری کردهاند و قراردادهایی برای استخراج نفت آمودریا نیز امضا شده، هرچند برخی این قراردادها به دلیل عدم تعهد طرف مقابل لغو شده است. با این حال، روابط پاکستان – افغانستان در ۲۰۲۵ به شدت آسیب دید. تجارت دوجانبه از ۲.۴۶ میلیارد دالر در ۲۰۲۴ به ۱.۷۷ میلیارد دالر کاهش یافت. صادرات پاکستان به افغانستان ۵۶ درصد سقوط کرد و به ۲۱۹ میلیون دالر رسید، در حالی که واردات از افغانستان ۳۷ درصد کمتر شد. دلایل اصلی هم بسته شدن مکرر مرزها (حداقل چهار بار در ۲۰۲۵) به دلیل تنشهای امنیتی، مانند حملات تحریک طالبان پاکستان (TTP) و اتهامات اسلامآباد به کابل مبنی بر پناه دادن به تروریستها. مرزهای کلیدی مانند تورخم و چمن ماهها بسته ماندند، که نه تنها تجارت را فلج کرد بلکه تجار پاکستانی در خیبر پختونخوا و بلوچستان را تحت فشار قرار داد. این وضعیت با ایده «اتصال منطقهای» از طریق CPEC در تضاد است، زیرا پاکستان همزمان مرزها را میبندد و از گسترش کریدور سخن میگوید. در پاسخ، امارت اسلامی افغانستان استراتژی «تنوعبخشی» را اتخاذ کرده و وابستگی به مسیرهای پاکستانی را کاهش داده است. تمرکز اصلی بر بندر چابهار ایران است که از طریق توافق هند – ایران – افغانستان در سال (۲۰۱۶) توسعه یافته است. در ۲۰۲۵، تجارت از چابهار افزایش یافت و افغانستان روزانه حجم بیشتری کالا از این مسیر جابهجا کرد. مسیرهای زمینی ازبیکستان، ترکمنستان و تاجیکستان نیز تقویت شد، هرچند هزینه ترانزیت از چابهار دو برابر کراچی است. کابل تأکید دارد که اختلافات تجاری را پاکستان «سیاسی» میکند و حل بنیادی آن مانند تضمین عدم استفاده سیاسی از مرزها پیششرط بازگشایی است. این رویکرد نه تنها تجارت را پایدارتر میکند بلکه به کابل اهرم میدهد تا بدون وابستگی به اسلامآباد، با چین مستقیم مذاکره کند.
گسترش کریدور سی پک میتواند دسترسی پکن به دریای عرب و آسیای مرکزی را تسهیل کند، اما بدون حل تنش پاکستان – افغانستان، این پروژه بیشتر آرزو باقی می ماند. تحلیل این وضعیت نشان دهنده تناقضهای عمیق است اینکه پاکستان از سی پک برای نشان دادن نقش کلیدی منطقهای استفاده میکند، اما سیاستهای امنیتیاش تجارت را نابود کرده است. افغانستان، با تمرکز بر چابهار، استقلال اقتصادی میجوید اما هزینههای بالاتر را تحمل میکند. چین، با فشار بر هر دو طرف، منافع ژئوپلیتیکی خود را اولویت میدهد، اما ریسکهای امنیتی را دستکم نمیگیرد. کارشناسان اقتصادی به این باور اند که این پروژه میتواند ثبات منطقهای بیاورد، تجارت را افزایش دهد و معادن افغانستان را به مرحله بهره برداری برساند. در نهایت، تا زمانی که تضمینهای عملی برای تجارت پایدار و امنیت وجود نداشته باشد، این ابتکارات بیشتر ابزار دیپلماتیک باقی خواهند ماند. عبدالهادی فرهنگ، آگاه مسایل اقتصادی به خبرگزاری آفاق گفت: «تا زمانی که اختلافات امنیتی و سیاسی میان افغانستان و پاکستان بهگونهای پایدار حل نشود، گسترش کریدور اقتصادی چین – پاکستان به افغانستان عملاً امکانپذیر نخواهد بود، زیرا هیچ پروژه ترانزیتی بدون ثبات مرزی دوام نمیآورد.» واپسین حرف هم اینکه با توجه به شرایط، احتمالاً شاهد فشار بیشتر چین برای میانجیگری خواهیم بود، اما موفقیت وابسته به حل بنیادین اختلافات امنیتی است. بدون آن، سی پک به افغانستان نه یک کریدور اقتصادی، بلکه نمادی از تنشهای حلنشده خواهد بود.
