تولد و دوران کودکی
سید علی حسینی خامنهای، دومین رهبر جمهوری اسلامی ایران، در تاریخ ۲۹ حمل ۱۳۱۸ در شهر مشهد متولد شد. خانواده او اصالتاً آذری و اهل شهر خامنه در استان آذربایجان شرقی بودند که پیش از آن از منطقه تفرش به آنجا کوچ کرده بودند. پدرش، سید جواد خامنهای، از مدرسان و عالمان شناخته شده علوم دینی بود که در نجف به دنیا آمده و سپس برای همیشه در مشهد ساکن شده بود. مادرش نیز زنی باسواد، اهل مطالعه، آشنا با قرآن و علاقهمند به ادبیات و شعر بود که نقش مهمی در تربیت او ایفا کرد.
دوران کودکی سید علی خامنهای در نهایت سادگی و فقر، در یکی از محلههای فقیرنشین مشهد گذشت. خانهای که او تا چهار پنج سالگی در آن بزرگ شد، خانهای بسیار کوچک بود که تنها یک اتاق و یک زیرزمین تاریک داشت. شرایط به گونهای بود که وقتی مهمانی برای پدرش میآمد، اعضای خانواده مجبور بودند به زیرزمین بروند تا مهمان خارج شود. سید علی آموزشهای ابتدایی را از چهار سالگی در مکتب خانه آغاز کرد و پس از آن برای گذراندن دوره مکتب ابتدایی، وارد نخستین مدرسه اسلامی مشهد شد. او خیلی زود و همزمان با دوره مکتب، یادگیری مقدمات علوم دینی را با تشویق خانواده نزد پدرش و در مدارس دینی شهر مشهد آغاز کرد. در سالهای نوجوانی و جوانی، برای تکمیل دانش خود به حوزههای علمیه مشهد، نجف و قم رفت و سالهای زیادی را صرف یادگیری مباحث مذهبی کرد.
مبارزات سیاسی پیش از انقلاب
علاقه خامنهای به مسائل سیاسی از همان دوران جوانی و با دیدن سید مجتبی نواب صفوی در مشهد شکل گرفت و اولین جرقههای تفکر مبارزه را در ذهن او روشن کرد. پس از آن، در سال ۱۳۳۶ برای نخستین بار با سید روحالله خمینی دیدار کرد. در سال ۱۳۴۱، همزمان با ماجرای لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی، او به طور رسمی وارد حرکت اعتراضی روحالله خمینی شد و مخالفت آشکار خود را با حکومت پهلوی آغاز کرد. یکی از وظایف مهم او در آن دوران، رساندن پیامهای اعتراضی روحالله خمینی به مردم و روحانیون ولایت خراسان بود. او با سفر به شهرهای مختلفی مانند بیرجند، زاهدان و نیشابور، سخنرانیهای روشنگرانهای علیه سیاستهای حکومت وقت برگزار میکرد.
این فعالیتهای مستمر سیاسی باعث شد که او شش بار توسط ساواک (نیروهای امنیتی حکومت وقت) بازداشت و روانه زندان شود. سختترین دوران حبس او در جدی ۱۳۵۳ رقم خورد؛ زمانی که او به زندان کمیته مشترک ضدخرابکاری در تهران منتقل شد و روزهای بسیار دشواری را تجربه کرد. در اواخر سال ۱۳۵۶، نیروهای امنیتی تصمیم گرفتند او را از فضای سیاسی دور کنند، بنابراین او را دستگیر کرده و به سه سال تبعید در شهرهای ایرانشهر و سپس جیرفت محکوم کردند. با این حال، او در دوران تبعید نیز ارتباط خود را با مبارزان حفظ کرد و حتی در زمان وقوع سیل در ایرانشهر، مدیریت امدادرسانی به مردم آسیبدیده را بر عهده گرفت. با فراگیر شدن اعتراضات مردمی در سال ۱۳۵۷، دوران تبعید او نیمهکاره ماند و به مشهد بازگشت تا هدایت تظاهرات مردم خراسان را ساماندهی کند. در روزهای پایانی منتهی به پیروزی انقلاب، او راهی تهران شد تا مسئولیت کمیته تبلیغات برای استقبال از بازگشت روحالله خمینی به ایران را به عهده بگیرد.
مسئولیتها پس از انقلاب تا سال ۱۳۶۸
پس از پیروزی انقلاب در دلو ۱۳۵۷، سید علی خامنهای به یکی از چهرههای کلیدی و پرکار نظام تازه تاسیس تبدیل شد. او با تصمیم خمینی به عضویت شورای انقلاب درآمد. در سالهای ابتدایی پس از انقلاب، مسئولیتهای اجرایی متعددی را پذیرفت که از جمله آنها میتوان به حضور در وزارت دفاع به عنوان معاون امور انقلاب، سرپرستی سپاه پاسداران و نمایندگی مردم در دوره اول مجلس شورای اسلامی اشاره کرد. در اواخر جدی ۱۳۵۸، او به عنوان امام جمعه تهران نیز منصوب شد و از تریبون نماز جمعه برای بیان سیاستهای کلان کشور استفاده میکرد.
در ۶ سرطان ۱۳۶۰، حادثه تلخی برای او رخ داد. در حالی که او در مسجد ابوذر تهران در جمع مردم مشغول سخنرانی بود، یک بمب که در درون ضبط صوت روی میز قرار داده شده بود، منفجر شد. او بر اثر این سوءقصد از ناحیه سینه، شانه و دست راست به شدت مجروح شد و دست راست او برای همیشه توانایی حرکت خود را از دست داد. پس از ترخیص از بیمارستان، او دوباره به صحنه سیاست بازگشت.
در ماه میزان ۱۳۶۰، خامنهای با کسب بیش از ۹۵ درصد آرا به عنوان سومین رئیسجمهور ایران انتخاب شد. دوران هشت ساله ریاستجمهوری او که در دو دوره پیاپی انجام شد، به طور کامل با جنگ ایران و عراق همزمان بود. در طول این جنگ طولانی، او رئیس شورای عالی پشتیبانی جنگ بود و تلاشهای گستردهای برای تامین نیازهای جبههها و ایجاد هماهنگی میان ارتش و سپاه انجام داد. او در سالهای اول جنگ نیز شخصاً در جبهههای جنوب و غرب حاضر میشد. در عرصه دیپلماسی نیز در دوران او تحولات زیادی رخ داد. او به کشورهای مختلفی در قارههای آسیا، افریقا و اروپا سفر کرد و در مجمع عمومی سازمان ملل متحد نیز سخنرانی تاریخی و مهمی داشت. همچنین او نقش مهمی در تاسیس مجمع تشخیص مصلحت نظام داشت و اولین رئیس این نهاد بود.
دوران رهبری
در جوزای ۱۳۶۸، پس از درگذشت سید روحالله خمینی، اعضای مجلس خبرگان رهبری تشکیل جلسه دادند و خامنهای را به عنوان جانشین او و دومین رهبر ایران انتخاب کردند. دوران طولانی رهبری او با تمرکز بر حفظ امنیت کشور، توسعه توانمندیهای داخلی و مقابله با فشارهای جهانی همراه بود. او در اقتصاد، نظریه اقتصاد مقاومتی را مطرح کرد و همواره بر حمایت از تولید ملی، کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی و ایجاد اشتغال تاکید فراوان داشت. در سیاست خارجی، رویکرد او بر حمایت از جبهه مقاومت در منطقه، مخالفت سرسختانه با سیاستهای امریکا و اسرائیل، و گسترش ارتباط با کشورهای شرقی و همسایگان استوار بود. او از برنامه هستهای ایران برای اهداف صلحآمیز حمایت میکرد و با صدور فتوایی صریح، تولید، انباشت و استفاده از سلاحهای کشتار جمعی از جمله سلاح هستهای را حرام اعلام کرد. او همچنین با انتشار نامههایی سرگشاده خطاب به جوانان کشورهای غربی، سعی کرد پیام اسلام را به دور از هیاهوی رسانهها مستقیماً به آنها برساند.
خامنهای در زندگی شخصی و فرهنگی خود، همواره ارتباط نزدیکی با کتاب، ادبیات و شعر داشت. او از جوانی در انجمنهای ادبی شرکت میکرد، داستانهای معتبر جهان را میخواند و به نقد شعر میپرداخت. در دوران ریاستجمهوری و رهبری، جلسات سالانه و منظمی با حضور شاعران داخلی و کشورهای همسایه برگزار میکرد تا از زبان فارسی پاسداری کند. همچنین او تالیفات و ترجمههای متعددی در زمینه تاریخی و مذهبی از خود بر جای گذاشت.
تنشهای اخیر و جان باختن
در جریان مذاکرات امریکا و ایران،در تاریخ ۹ حوت ۱۴۰۴، حملات نظامی گستردهای از سوی امریکا و اسرائیل به اهداف متعددی در خاک ایران انجام گرفت. در جریان این حملات، دفتر کار رهبر ایران واقع در مرکز تهران مستقیماً هدف قرار گرفت. در پی این حمله، خبر جان باختن او به صورت رسمی تایید شد. دولت ایران در سراسر کشور ۷ روز تعطیلی عمومی و ۴۰ روز عزای ملی اعلام کرد. با این رویداد، زندگی یکی از تاثیرگذارترین چهرههای سیاسی تاریخ معاصر جهان پایان یافت.
