از اسکوئید گیم تا اسناد اپستین؛ روایت ‌هایی که دیگر تخیل نیستند

در سال‌ های اخیر، آثار نمایشی تیره و خشن مانند سریال «اسکوئید گیم» تنها به‌ عنوان محصولات سرگرم‌ کننده یا روایت ‌هایی اغراق ‌آمیز از تخیل نویسندگان تلقی نشده ‌اند؛ بلکه به آینه ‌ای نگران‌ کننده از واقعیت‌ های پنهان جهان معاصر بدل شده ‌اند. واکنش گسترده مخاطبان جهانی به چنین روایت‌ هایی نشان می‌ دهد که مسئله فراتر از جذابیت درام است. گویی این آثار به زبان نمادین، تجربه ‌ای جمعی را بازتاب می‌ دهند: تردید نسبت به اخلاقِ قدرت، بدبینی نسبت به مصونیت نخبگان، و این باور تلخ که انسانِ مدرن، اگر مهار نشود، قادر است به ‌مراتب فراتر از تصورات داستانی پیش برود. افشاگری‌ های مرتبط با پرونده ‌هایی مانند اسناد اپستین، این تردید را از سطح خیال به سطح واقعیت کشانده و پرسشی بنیادین را پیش روی افکار عمومی نهاده است: مرز میان داستان و حقیقت تا کجا باریک شده است؟

برای فهم چرایی هم ‌پوشانی روایت ‌های داستانی با واقعیت ‌های تکان‌ دهنده، باید از سطح فردی عبور کرد و به ساختارها نگریست. انسان، به‌ عنوان موجودی اخلاق‌ مند، همواره در چارچوب محدودیت‌ ها معنا یافته است: محدودیت قانون، هنجار اجتماعی، و نظارت جمعی. اما هرگاه این محدودیت‌ ها تضعیف شوند – به ‌ویژه در بستر قدرت، ثروت و نفوذ – ظرفیت‌ های تاریک انسانی مجال بروز می‌ یابند. روایت‌ هایی مانند «اسکوئید گیم» دقیقاً بر همین نقطه دست می‌ گذارند: جایی که قواعد اخلاقی تعلیق می‌ شوند و انسان ‌ها به ابزار بدل می ‌گردند. این تعلیق، اگرچه در داستان با قواعد بازی توجیه می ‌شود، در واقعیت با سازوکارهای پیچیده ‌تری رخ می ‌دهد.

مطالب بیشتر:  پایان مذاکرات کابل و اسلام‌آباد؛ راز پشتِ خواسته‌های غیرعملی پاکستان چیست؟

پرونده ‌ها و اسناد مرتبط با اپستین، نمونه ‌ای عینی از این سازوکارها هستند. اهمیت این اسناد نه فقط در افشای رفتارهای مجرمانه یک فرد، بلکه در آشکارسازی شبکه‌ ای از روابط است که امکان سوء استفاده را فراهم و استمرار آن را تضمین کرده است. این شبکه ‌ها نشان می‌ دهند چگونه ثروت و نفوذ می‌ توانند به سپری در برابر پاسخ ‌گویی بدل شوند؛ سپری که قانون را کند، رسانه را محتاط و قربانی را بی ‌صدا می‌ کند. در چنین شرایطی، شرارت نه به‌ صورت انفجاری و آشکار، بلکه خزنده و سازمان ‌یافته پیش می‌ رود – دقیقاً همان چیزی که آثار داستانیِ معاصر تلاش می ‌کنند به زبان استعاره بیان کنند.

نکته کلیدی دیگر، خطای تمرکز صرف بر «افراد فاسد» است. این تمرکز، اگرچه ضروری است، اما کافی نیست. تاریخ بارها نشان داده که حذف یک فرد، بدون اصلاح سازوکارها، به بازتولید همان الگو می‌ انجامد. اپستین، در این معنا، یک استثنا نبود؛ او برآمده از سیستمی بود که مرز میان قدرت و مصونیت را محو کرده بود. در روایت‌ های داستانی نیز طراحان بازی یا سرمایه‌ دارانِ پشت پرده، نماد نظامی هستند که انسان را به عدد، بدهکار را به قربانی و ریسک را به سرگرمی تبدیل می‌ کند. این شباهت، تصادفی نیست؛ بلکه از هم‌ ریشگیِ منطق بهره ‌کشی در جهان واقعی و جهان داستانی حکایت دارد.

از منظر جامعه ‌شناختی، استقبال گسترده از چنین روایت ‌هایی را می‌ توان نشانه ‌ای از «آگاهی اخلاقیِ متأخر» دانست. مخاطب امروز می ‌داند که شر الزاماً با چهره‌ ای هیولایی ظاهر نمی‌ شود؛ می‌ تواند با لبخند، قرارداد، یا حتی پوشش‌ های خیرخواهانه پنهان شود. این آگاهی، محصول تجربه ‌های جمعیِ قرن بیست‌ و یکم است: بحران‌ های مالی، جنگ‌ های نیابتی، رسوایی ‌های اخلاقی نخبگان، و شکاف‌ های فزاینده طبقاتی. در چنین زمینه ‌ای، داستان‌ های تیره نه عامل بدبینی، بلکه بازتاب بدبینیِ موجودند.

مطالب بیشتر:  چرخش راهبردی در تجارت خارجی افغانستان؛ از وابستگی به پاکستان تا گسترش مسیرهای بدیل منطقه‌ای

با این حال، خطر اصلی در عادی‌ شدن این تاریکی نهفته است. وقتی افشاگری‌ ها به چرخه خبر بدل می ‌شوند و سپس فراموش می ‌گردند، وقتی روایت ‌های داستانی صرفاً به «ژانر محبوب» تقلیل می ‌یابند، حساسیت اخلاقی تضعیف می ‌شود. اینجاست که مرز خیال و واقعیت بیش از پیش محو می‌ گردد. اگر جامعه نتواند میان روایت هشداردهنده و واقعیتِ نیازمند اصلاح پیوند برقرار کند، داستان ‌ها به مُسکن بدل می‌ شوند، نه محرک تغییر.

در نهایت، مقایسه میان «اسکوئید گیم» و اسناد اپستین ما را به یک نتیجه روشن می‌ رساند: مسئله، توان تخیل نویسندگان نیست؛ مسئله، ظرفیت واقعی انسان و ساختارهایی است که این ظرفیت را مهار یا رها می ‌کنند. جهان مدرن، با تمام پیشرفت‌ هایش، هنوز به مراقبت اخلاقی مستمر نیاز دارد – مراقبتی که از شفافیت، پاسخ ‌گویی و تقویت نهادهای نظارتی تغذیه می‌ شود. بدون این مراقبت، آنچه امروز داستان می ‌نامیم، می‌ تواند فردا به واقعیتی عریان بدل شود؛ واقعیتی که حتی تلخ‌ ترین روایت‌ ها نیز در برابرش کم‌ رنگ خواهند بود.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *