احتمال رویارویی ایران و امریکا؛ سرگئی شویگو: تهران توان هدف‌گیری کاخ سفید را دارد

خبرگزاری آفاق؛ کابل: در هفته‌های اخیر، دونالد ترامپ، رییس‌جمهور امریکا، با افزایش تنش‌های لفظی و نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران، فضای رسانه‌ای را به خود اختصاص داده است. او در مصاحبه‌های متعدد تلویزیونی، از اعزام ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن به خلیج فارس سخن گفته، تهدید به حملات قریب‌الوقوع کرده و ایران را به عنوان بزرگ‌ترین تهدید امنیت جهانی توصیف نموده است. به گفته کارشناسان حوزه سیاست این اقدامات، که ظاهراً بخشی از استراتژی فشار حداکثری برای وادار کردن ایران به مذاکره است، بیش از آنکه نشان‌دهنده قدرت باشد، بیانگر نگرانی‌های عمیق واشنگتن از قدرت منطقه‌ای ایران به نظر می‌رسد. با این حال، بررسی واقع‌بینانه این تهدیدها نشان می‌دهد که ترامپ به خوبی از عواقب هرگونه اقدام نظامی آگاه است و این تهدیدها بیشتر جنبه تبلیغاتی دارند. در این یادداشت، تهدیدهای ترامپ، واقعیت‌های پشت پرده این اقدام و پیامدهای آن به بررسی گرفته می‌شود. هم‌زمان با این، کارشناسان معتقدند که شکست فاجعه‌بار امریکا در افغانستان باید درس عبرتی برای ترامپ و سیاستمداران امریکایی باشد، زیرا هرگونه درگیری با ایران نه‌تنها به ایالات متحده آسیب جدی وارد می‌کند، بلکه می‌تواند منجر به سرنگونی رژیم صهیونیستی و ناامنی گسترده برای شرکای منطقه‌ای امریکا شود.

تهدیدهای لفظی و نظامی ترامپ؛ نمایش قدرت یا نشانه ضعف؟

ترامپ در روزهای اخیر، با انجام مصاحبه‌های پی‌درپی، ایران را به عنوان «محور شرارت» معرفی کرده و تهدید کرده است که هرگونه اقدام تحریک‌آمیز از سوی ایران با پاسخی «قاطع و ویرانگر» مواجه خواهد شد. او به طور خاص به اعزام ناو آبراهام لینکلن به عنوان نمادی از قدرت نظامی امریکا اشاره کرده و ادعا نموده که این ناو آماده است تا در صورت لزوم، عملیات نظامی علیه اهداف ایرانی را اجرا کند. همچنین، ترامپ از حملات قریب‌الوقوع سخن گفته و مدعی شده که ایران در آستانه فروپاشی اقتصادی و نظامی قرار دارد. این تهدیدها، که اغلب در رسانه‌های امریکایی مانند «فاکس نیوز» تکرار می‌شوند، بخشی از کمپین انتخاباتی ترامپ به نظر می‌رسند و هدف‌شان ایجاد ترس در ایران برای پذیرش شروط امریکا در مذاکرات است. با این حال، کارشناسان مسایل سیاسی معتقدند که این اقدامات بیشتر شبیه به بلوف‌های سیاسی هستند، زیرا ترامپ به خوبی می‌داند که ایران، برخلاف برخی کشورهای ضعیف، دارای قابلیت‌های دفاعی پیشرفته و اتحادهای منطقه‌ای قدرتمندی است که می‌تواند هرگونه حمله را به یک بحران جهانی تبدیل کند. طوری که سید محسن حسینی، آگاه مسایل سیاسی به خبرگزاری آفاق گفت: «تهدیدهای دونالد ترامپ بیش از آن‌که جنبه عملی داشته باشد، نوعی بلوف سیاسی است. این‌گونه موضع‌گیری‌ها عمدتاً با هدف افزایش فشار روانی و سیاسی بر ایران مطرح می‌شود و در چارچوب جنگ لفظی و ابزار چانه‌زنی دیپلماتیک قابل ارزیابی است، نه مقدمه‌ای قطعی برای رویارویی نظامی.»

مطالب بیشتر:  روحیه بیگانه‌ستیزی افغان‌ها؛ میراثی از مقاومت در برابر تجاوزات خارجی

امیر سعید ایروانی، سفیر ایران در سازمان ملل، نیز در نامه‌ای به شورای امنیت از این نهاد خواسته است در واکنش به آخرین تهدیدهای دونالد ترامپ اقدام کند؛ تهدیدهایی که به گفته او نقض آشکار منشور سازمان ملل متحد و ممنوعیت تهدید به استفاده از زور محسوب می‌شوند.

در عین حال، چین نیز به تهدیدهای ترامپ واکنش نشان داده است، سفیر این کشور در سازمان ملل متحد در نشست شورای امنیت سازمان ملل گفت: «استفاده از زور نمی‌تواند مشکلات را حل کند. هرگونه ماجراجویی نظامی تنها منطقه را به سوی ورطه‌ای از بی‌ثباتی و پیش‌بینی‌ناپذیری سوق خواهد داد.»

واقعیت‌های پشت پرده؛ چرا ترامپ از اقدام عملی هراس دارد؟

ترامپ، علی‌رغم لفاظی‌های تند، آگاه است که هرگونه اقدام نظامی علیه ایران، عواقب چندبرابری برای ایالات متحده و متحدانش خواهد داشت. شلیک حتی یک گلوله به سمت ایران می‌تواند منطقه را به کام ناامنی بکشاند، زیرا پایگاه‌های نظامی امریکا در کشورهای همسایه مانند عراق، سوریه، بحرین و عربستان سعودی، اهداف اولیه نیروهای ایرانی و گروه‌های مقاومت خواهند بود. ایران با موشک‌های دقیق و پهپادهای پیشرفته، توانایی ضربه زدن به این پایگاه‌ها را دارد، همان‌طور که در گذشته در حملاتی مانند عین‌الاسد نشان داده است. علاوه بر این، ترامپ می‌داند که جنگ با ایران، برخلاف درگیری‌های قبلی امریکا، می‌تواند منجر به بسته شدن تنگه هرمز و اختلال در جریان نفت جهانی شود، که این امر اقتصاد امریکا و جهان را به رکود می‌کشاند. آگاهان مسایل سیاسی و نظامی به این باور اند که این تهدیدها بیشتر برای قدرت‌نمایی و وادار کردن ایران به مذاکره طراحی شده‌اند، اما ایران بارها تأکید کرده که زیر بار شروط تحمیلی نخواهد رفت. در واقع، این استراتژی فشار حداکثری که در دوره قبلی ریاست‌جمهوری ترامپ نیز شکست خورد، اکنون نیز محکوم به ناکامی است. محمد یاسین، آگاه سیاسی در این مورد به آفاق گفت: «تهدیدها و زورگویی‌هایی ترامپ محکوم به ناکامی و شکست است. تجربه‌های گذشته نشان داده که این‌گونه تهدیدها نه‌تنها به نتیجه نرسیده، بلکه موجب افزایش مقاومت طرف مقابل شده است. اتکای واشنگتن به زبان تهدید، بیش از آن‌که ابزار موثر باشد، نشانه ناتوانی در تحمیل خواست‌ها از مسیرهای سیاسی و دیپلماتیک است.»

مطالب بیشتر:  پیوند ایران و افغانستان؛ بازگشت مهاجران با حفظ دوستی و کرامت انسانی

درس عبرت از افغانستان؛ شکست تحقیرآمیز و کابوس ترامپ

گفتنی است که یکی از کلیدی‌ترین نکات در تحلیل تهدیدهای ترامپ، بررسی شکست امریکا در افغانستان است. ترامپ خود بارها در سخنرانی‌هایش به این شکست اشاره کرده و آن را «فرار ننگین» توصیف نموده است. ایالات متحده پس از ۲۰ سال حضور نظامی، تریلیون‌ها دالر هزینه و هزاران کشته، در سال ۲۰۲۱ مجبور به خروج تحقیرآمیز از افغانستان شد، که این امر واشنگتن را در چشم جهان مسخره کرد. کارشناسان نظامی معتقدند که امارت اسلامی، با وجود تجهیزات کمتر، توانسته بود نیروهای امریکایی را شکست دهد و این شکست، حالا کابوسی مداوم برای ترامپ شده است. به گفته آنان، افغانستان اکنون باید درس عبرتی برای امریکا باشد. هرازگاهی دیده می‌شود که ترامپ در مصاحبه‌هایش، کمتر پیش می‌آید که از این شکست سخن نگوید، زیرا آن را نمادی از ناکارآمدی سیاست خارجی امریکا می‌داند. آگاهان سیاسی تاکید می‌کنند که اگر ترامپ این درس را نادیده بگیرد و علیه ایران اقدام کند، شکست دیگری، این‌بار شدیدتر در انتظار امریکا خواهد بود، زیرا ایران نه‌تنها از قابلیت‌های نظامی برتر برخوردار است، بلکه شبکه‌ای از متحدان مقاومتی در منطقه دارد که می‌تواند جنگ را به یک درگیری گسترده تبدیل کند.

عواقب اقدام علیه ایران؛ آسیب به امریکا، سرنگونی اسراییل و ناامنی شرکا

در بحبوبه احتمال حمله امریکا به ایران، کارشناسان حوزه سیاست معتقدند که هرگونه مواجهه نظامی با ایران، فراتر از آسیب به ایالات متحده، می‌تواند منجر به تغییرات اساسی در نقشه ژئوپلیتیک منطقه شود. به گفته آنان، ابتدا امریکا با تلفات سنگین نظامی و اقتصادی روبه‌رو خواهد شد، همان‌طور که در جنگ‌های قبلی مانند عراق و افغانستان تجربه کرد. اما این بار، ضربه‌ها چندجانبه خواهند بود؛ گروه‌های مقاومت مانند حزب‌الله، انصارالله و حشد الشعبی، پایگاه‌های امریکایی را هدف قرار خواهند داد و اقتصاد جهانی را مختل خواهند کرد. بر اساس آمارهای که از سوی کارشناسان ایرانی نزدیک به حکومت منتشر شده، نشان می‌دهد که همین اکنون، جمهوری اسلامی بیش از ۲۰۰ هزار موشک بالستیک و بیش از ۶۰۰ هزار موشک دارد.

مطالب بیشتر:  سازمان‌ملل نهاد بی‌اثر در لحظات حیاتی؛ از ناکامی در بحران‌ها تا نماد ابراز نگرانی

کارشناسان مسایل سیاسی افغانستان نیز تاکید می‌کنند که علاوه بر این، رژیم صهیونیستی که ترامپ آن را متحد کلیدی می‌داند، در معرض خطر جدی قرار خواهد گرفت. اظهارات اخیر سرگی شویگو، وزیر دفاع پیشین روسیه نیز نشان می‌دهد که ایران و متحدانش توانایی ضربه زدن به امریکا و اسراییل را دارند؛ این چهره مطرح روسی در تازه‌ترین مورد، مدعی شده است که در صورت حمله امریکا به ساختمان‌های مرکزی حکومت ایران، جمهوری اسلامی از توان پاسخ‌گویی مستقیم برخوردار است. به گفته او، ایران می‌تواند مراکز حساس قدرت در امریکا، از جمله کاخ سفید و پنتاگون را هدف قرار دهد.

کارشناسان سیاسی هم تاکید می‌کنند که هرگونه جنگ می‌تواند منجر به سرنگونی رژیم صهیونیستی نیز شود، همان‌طور که در درگیری‌های اخیر مانند جنگ ۱۲ روزه، ضعف دفاعی اسراییل آشکار شد. در سویی دیگر، شرکای منطقه‌ای امریکا مانند عربستان سعودی و امارات نیز ناامن خواهند شد، زیرا زیرساخت‌های نفتی و اقتصادی‌شان هدف حملات قرار خواهند گرفت. در نهایت، این اقدام نه‌تنها شکست دیگری برای امریکا به ارمغان می‌آورد، بلکه منطقه را برای ایالات متحده و متحدانش غیرقابل سکونت خواهد کرد.

جمع‌بندی

در پایان این‌گونه می‌توان گفت که تهدیدهای ترامپ علیه ایران، علی‌رغم ظاهر پرهیاهو، ریشه در ضعف و ترس دارند و بیشتر جنبه تبلیغاتی برای کمپین انتخاباتی او هستند. ترامپ به خوبی می‌داند که اقدام عملی علیه ایران، عواقب ویرانگری خواهد داشت، همان‌طور که شکست در افغانستان کابوسی فراموش‌نشدنی برای او شده است. این شکست باید درس عبرتی باشد که امریکا را از تکرار اشتباهات گذشته بازدارد. اگر ترامپ این درس را نادیده بگیرد، نه تنها ایالات متحده با شکست دیگری روبه‌رو خواهد شد، بلکه رژیم صهیونیستی نیز سرنگون شده و شرکای منطقه‌ای امریکا در ناامنی غوطه‌ور خواهند گردید. در نهایت، ایران با اتکا به قدرت داخلی و اتحادهای منطقه‌ای، قادر است هر تهدیدی را دفع کند و این واقعیت، ترامپ را به ادامه بلوف‌های لفظی محدود کرده است. واپسین حرف هم اینکه سیاست عاقلانه برای امریکا، عقب‌نشینی از فشارها و پذیرش واقعیت‌های جدید منطقه‌ای است، نه ورود به جنگی که پایان آن شکست خواهد بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *