آستانه؛ سکوی تازه هماهنگی آسیای مرکزی برای تعامل عمل‌گرایانه با افغانستان

این گزارش تحلیلی در نشریه «تایمز آف سنترال آسیا» قزاقستان با تمرکز بر سیاست خارجی این کشور منتشر شده است؛ رسانه‌ای که معمولاً دیدگاه‌های نزدیک به نهادهای دیپلماتیک آستانه را بازتاب می‌دهد و تحولات منطقه آسیای مرکزی را از منظر راهبردی دنبال می‌کند. در این نوشته، نشست فوق‌العاده «گروه تماس منطقه‌ای نمایندگان ویژه کشورهای آسیای مرکزی در امور افغانستان» به‌عنوان نشانه‌ای از گذار منطقه از موضع‌گیری‌های کلی به سمت هماهنگی عملی توصیف شده است.

شهر آستانه روز دوشنبه (۲۷ دلو) میزبان نشست فوق‌العاده این گروه با حضور هیأت‌هایی از قزاقستان، قرغیزستان، تاجیکستان و اوزبیکستان بود. محور اصلی گفت‌وگوها، همکاری‌های تجاری و اقتصادی با افغانستان، از جمله پروژه‌های مشترک، حمایت از سرمایه‌گذاری، سیاست تعرفه‌های ترانزیتی و توسعه دهلیزهای حمل‌ونقل از مسیر خاک افغانستان عنوان شده است.

این نشریه یادآور می‌شود که تشکیل گروه تماس، در واقع اجرای عملی توافق‌هایی است که در ششمین نشست مشورتی سران کشورهای آسیای مرکزی در آگوست ۲۰۲۴ در آستانه به تصویب رسید و در «نقشه راه همکاری منطقه‌ای ۲۰۲۵–۲۰۲۷» بازتاب یافت. نخستین نشست این گروه نیز ۲۶ آگوست سال گذشته در تاشکند برگزار شده بود.

در این نوشته به نقل از ارکین توکوموف، نماینده ویژه رئیس‌جمهور قزاقستان در امور افغانستان، آمده است که آستانه به دنبال «تبادل نظر سازنده» و یافتن راه‌حل‌های عملی برای مسائل فوری همکاری با افغانستان است. به تأکید این مقاله، قزاقستان طی سال‌های اخیر افغانستان را در اولویت سیاست خارجی خود نگه داشته و به‌جای مواضع شعاری، رویکردی سنجیده و نظام‌مند را در پیش گرفته است.

این نشریه با اشاره به تحولات پس از تغییر قدرت در کابل در سال ۲۰۲۱ می‌نویسد که رئیس‌جمهور قزاقستان، قاسم‌جومارت توکایف، از همان هفته‌های نخست، موضع کشورش را در تریبون‌های بین‌المللی تبیین کرد. از جمله در سخنرانی ۱۷ سپتامبر ۲۰۲۱ در نشست سازمان همکاری شانگهای در دوشنبه، او تأکید کرد که افغانستان نباید صرفاً به‌عنوان منبع تهدید دیده شود، بلکه در صورت تحقق ثبات و بازسازی اقتصادی می‌تواند به موتور توسعه منطقه بدل شود. این موضع، چند روز بعد در مجمع عمومی سازمان ملل نیز تکرار شد؛ جایی که قزاقستان بر ضرورت شکل‌گیری یک نظام سیاسی فراگیر در افغانستان به‌عنوان شرط عملی ثبات تأکید کرد.

مطالب بیشتر:  راه‌کار دو دولتی؛ پایان رنج فلسطینیان یا تکرار تلخ توافق‌نامه‌های همچون اسلو؟

در ادامه این مقاله آمده است که ایجاد سمت «نماینده ویژه رئیس‌جمهور در امور افغانستان» در سال گذشته، گامی مهم در نهادینه‌سازی این رویکرد بوده است. به نوشته این نشریه، این جایگاه فراتر از هماهنگ‌کننده میان‌نهادی عمل می‌کند و ارتقای پرونده افغانستان به سطح اولویت راهبردی را نشان می‌دهد و نشانه‌ای از گذار از واکنش‌های مقطعی به سیاستی منسجم و درازمدت است.

نشست اخیر آستانه، به تعبیر این مقاله، بیانگر اراده کشورهای منطقه برای تعمیق همکاری از طریق یک سکوی منظم هماهنگی است؛ سکویی که بتواند اقدامات مشترک را همسو کرده و در سطح خارجی نیز با صدایی واحد ارائه کند. برخی ناظران بیرونی معتقدند کشورهای آسیای مرکزی تازه در حال شکل‌دادن به موضعی مشترک درباره افغانستان‌اند؛ اما این نشریه تأکید می‌کند که این موضع در سال‌های اخیر تا حد زیادی شکل گرفته و اکنون مسئله اصلی، هماهنگی دقیق‌تر آن است، نه تدوین از نو.

در بخش دیگری از این تحلیل آمده است که برای کشورهای آسیای مرکزی، مسئله اصلی نه ماهیت نظام سیاسی در کابل، بلکه توانایی افغانستان در ایفای نقش یک شریک اقتصادی قابل پیش‌بینی و مسئول در روابط بین‌الملل است. از نگاه منطقه، مهم آن است که همسایه جنوبی بر اساس استانداردهای پذیرفته‌شده اقتصادی عمل کند، مدیریت قابل اعتماد ترانزیت را تضمین نماید و در چارچوب‌های همکاری منطقه‌ای ادغام شود.

این نشریه تأکید می‌کند که هدف، تثبیت جایگاه افغانستان در بستر منطقه‌ای است؛ نه به‌عنوان موضوعی صرفاً امنیتی یا تهدیدزا، بلکه به‌عنوان بازیگری کامل در گفت‌وگوهای مربوط به آب، امنیت، لجستیک و محیط زیست.

در جمع‌بندی این مقاله آمده است که تلاش‌های گذشته برای ایجاد قالب‌های بین‌المللی گسترده‌تر درباره افغانستان، به‌دلیل تنوع منافع خارجی و بار سنگین سیاسی، بارها با تناقض روبه‌رو شده است. در مقابل، قالب آسیای مرکزی بدون داوری بیرونی و بدون رقابت‌های ژئوپولیتیک آشکار، با تمرکز بر مسائل عملی؛ ماهیتی درون‌منطقه‌ای دارد. به نوشته این نشریه، برای آسیای مرکزی، افغانستان یک مسئله انتزاعی در سیاست جهانی نیست، بلکه همسایه‌ای مستقیم است. همین واقع‌گرایی، به‌تدریج شکل نهادی یافته و مسیری منطقه‌ای برای پیگیری پرونده افغانستان ایجاد کرده که ابتکار و هماهنگی آن در دست خود کشورهای آسیای مرکزی است.

مطالب بیشتر:  پیامدهای حضور دو دهه‌ای امریکا در افغانستان؛ وارث ویرانی و بی‌اعتمادی

بسیاری از تحلیلگران منطقه‌ای، به این باورند که ادغام این کشور در روندهای منطقه‌ای نه‌تنها به نفع کابل، بلکه به سود همسایگان آن است و کشورهای آسیای مرکزی می‌توانند نقش «میانجی مثبت» در شکل‌دهی به یک خط تعامل عمل‌گرایانه با افغانستان ایفا کنند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *