خبرگزاری آفاق؛ کابل: پس از به قدرت رسیدن دوباره امارت اسلامی، تاجیکستان به عنوان تنها همسایه افغانستان، موضعی کاملاً خصمانه اتخاذ کرد. دوشنبه نه تنها علاقهای به تعامل با کابل نشان نداد، بلکه مخالفان امارت اسلامی، را نیز در خاک خود پناه داد. مقامهای تاجیکی از ردههای پایین تا امام علی رحمان، رییسجمهور، بارها امارت اسلامی را محکوم کردند و بر عدم مشروعیت حکومت تازه تأکید ورزیدند. این رویکرد ریشه در نگرانیهای امنیتی تاجیکستان داشت؛ اما اکنون و پس از حدود چهار و نیم سال، نشانههایی از ذوبشدن یخ روابط میان کابل – دوشنبه مشاهده میشود که این یادداشت به بررسی چگونگی و دلایل آن میپردازد.
تغییر سیاست دوشنبه در قبال کابل
کارشناسان حوزه سیاست به این باور اند که تغییر رویکرد تاجیکستان به صورت تدریجی و از طریق اقدامات عملی آغاز شد. به گفته آنان، در نوامبر ۲۰۲۵، هیاتی بلندپایه از تاجیکستان برای نخستینبار پس از سقوط جمهوریت، به کابل سفر کرد و با مقاماتی چون امیرخان متقی، وزیر خارجه و ملا نورالله نوری، وزیر سرحدات، اقوام و قبایل امارت اسلامی دیدار کرد. این دیدارها بر موضوعاتی چون امنیت مرزی، تجارت و تثبیت سرحدات مشترک تمرکز داشت و متقی ابراز امیدواری کرده بود که روابط به زودی «به طور قابل توجهی» بهبود خواهد یافت.
این در حالیست که امارت اسلامی نیز گامهایی برداشته است؛ مانند محکوم کردن حملات تروریستی در تاجیکستان، از جمله کشته شدن سه شهروند چینی در ولایت ختلان تاجیکستان در نوامبر ۲۰۲۵، که نشاندهنده تمایل کابل به همکاری امنیتی است.
تحلیلگران معتقدند که این سفرها، همراه با رد و بدل مقامات دو کشور، زمینه را برای واگذاری سفارت افغانستان در دوشنبه به امارت اسلامی فراهم میکند، که این میتواند نقطه عطفی در روابط دیپلماتیک باشد. دکتر سمیر انگار، آگاه روابط بینالملل در این زمینه به خبرگزاری آفاق گفت: «بر اساس واقعیت عینی و منافع دو کشور، قرار است بزودی شاهد فصل تازهای از روابط میان امارت اسلامی و تاجیکستان خواهیم بود، تا جایی که حتا سفرا میان دو کشور تبادله خواهند شد.»
دلایل تغییر رویکرد دوشنبه
آگاهان امور سیاسی معتقدند که دلایل این چرخش سیاست، چندلایه است و ترکیبی از عوامل ژئوپلیتیکی، اقتصادی و امنیتی را در بر میگیرد. به گفته آنان؛ نخست، فشارهای منطقهای و روسی: روسیه در جولای ۲۰۲۵، اولین کشوری بود که امارت اسلامی را به رسمیت شناخت، و این تصمیم تأثیر بر متحدانش مانند تاجیکستان گذاشت. تاجیکستان، به عنوان عضوی از سازمان پیمان امنیت جمعی (CSTO) و وابسته به مسکو، نمیتوانست در برابر این موج مقاومت کند. علاوه بر این، کشورهای همسایه مانند قزاقستان نیز دیپلماتهای امارت اسلامی را به رسمیت شناختند، که این امر تاجیکستان را در انزوا قرار داد.
دوم، نگرانیهای امنیتی مشترک: تاجیکستان با تهدید فزاینده داعش خراسان روبه رو است، که این گروه اخیراً حملاتی را در مسکو و مناطق مرکزی آسیا انجام داده است. همکاری با امارت اسلامی برای مهار این تهدید، اولویت دوشنبه شده و کابل را به شریکی بالقوه تبدیل کرده است.
جنرال صادق شینواری، آگاه مسایل نظامی به خبرگزاری آفاق گفت: «در آغاز به قدرت رسیدن دوباره امارت اسلامی رسانههای خارجی تبلیغات منفی زیادی علیه حاکمیت جدید انجام دادند و گفتند که خاک افغانستان تهدید است این امر که باعث مکدرشدن ذهنیت شماری از کشورها به شمول تاجیکستان شد. اما به گذشت زمان، وقتی کشورها دیدند که امارت اسلامی متعهد به آسیب نرساندن به آنان است، و تاجیکستان نیز متوجه شد که امارت اسلامی برحق است به دنبال برقراری روابط شدند.»
سوم، منافع اقتصادی: تاجیکستان به دنبال گسترش تجارت با افغانستان است، به ویژه در حوزه انرژی و ترانزیت. مرز طولانی میان دو کشور، پتانسیل بالایی برای همکاریهای دوجانبه دارد و امارت اسلامی نیز همواره بر روابط اقتصادی با همسایگان تأکید کرده است.
در نهایت، نقش چین به عنوان متحد کلیدی تاجیکستان، که اخیراً در پروژههای معدنی و امنیتی در افغانستان سرمایهگذاری کرده، این تغییر را تسریع کرده است.
چشم انداز روابط میان افغانستان و تاجیکستان
کارشناسان سیاسی به این عقیده اند که چشمانداز روابط کابل و دوشنبه، با وجود پیشرفتهای اخیر، دوگانه است. از یکسو، احتمال واگذاری سفارت و گسترش همکاریهای اقتصادی میتواند به ثبات منطقهای کمک کند؛ به ویژه در زمینه تثبیت مرزها و مبارزه با تروریسم. از سوی دیگر، چالشهایی مانند عدم شناسایی رسمی امارت اسلامی توسط تاجیکستان، مسایل حقوق بشری و رقابتها میتواند مانع پیشرفت شود. اگر دوشنبه سیاست خود را تا رسمیت شناختن رسمی امارت اسلامی برساند، روابط میتواند به سطح استراتژیک ارتقا یابد، اما در غیر این صورت، در حد همکاریهای محدود باقی میماند.
جمعبندی
در پایان اینگونه میتوان گفت که تغییر رویکرد تاجیکستان از خصومت به تعامل، نه تنها نتیجه فشارهای خارجی مانند روسیه و چین، بلکه بازتابی از واقعیتهای عینی و عملی امنیت و اقتصاد است. این چرخش، پس از چهار سال انزوا، نشاندهنده بلوغ دیپلماتیک امارت اسلامی در جلب همسایگان است و میتواند الگویی برای دیگر کشورها باشد. با این حال، پایداری این روابط به تعهد دوجانبه برای حل چالشهای مرزی و انسانی بستگی دارد. در نهایت، گرمی روابط کابل و دوشنبه نه تنها به نفع دو کشور، بلکه کل منطقه است؛ جایی که ثبات افغانستان، کلید امنیت مرکزی آسیا محسوب میشود. واپسین حرف هم اینکه اگر این روند ادامه یابد، ۲۰۲۶ میتواند سالی از شکوفایی دیپلماتیک باشد، اما هرگونه عقبگرد میتواند تنشهای گذشته را احیا کند.
