انتقادها از تناقض‌گویی‌های ترامپ؛ آیا امریکا مقابل ایران شکست خورد؟

امروز، سی‌وچهارمین روز جنگ تحمیلی امریکا و اسرائیل علیه ایران است؛ جنگی که با گذشت هر روز و شب، سنگین‌تر از پیش بر منطقه سایه می‌اندازد و نشانه‌های فرسایشی آن بیش از هر زمان دیگری آشکار شده است. شب گذشته، موشک‌های ایرانی یکی از دشوارترین شب‌ها را برای اسرائیل رقم زد؛ شبی که بار دیگر نشان داد دامنه و شدت درگیری‌ها همچنان رو به گسترش است.

در چنین فضایی، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور امریکا، در سخنرانی بیست‌دقیقه‌ای خود ظاهر شد؛ سخنرانی‌ای که نه حامل پیام تازه‌ای بود و نه توانست تصویر روشنی از مسیر پیش‌رو جنگ ارائه دهد. او بار دیگر بر همان روایت‌های پیشین و متناقضش تأکید کرد.

ترامپ افزود: «نیروی دریایی و نیروی هوایی ایران نابود شده و رهبرانش کشته شده‌اند. کارخانه‌های تولید موشک و پهپاد ایران از بین رفته است. این جنگ یک سرمایه‌گذاری واقعی برای کودکان امریکا و نسل‌های آینده است. ایران نابود شده و کار سخت را ما انجام داده‌ایم. وقتی این جنگ تمام شود تنگه هرمز خودبخود باز خواهد شد، چون ایران هم ناچار است نفت خودش را بفروشد.»

اما این اظهارات، نه تنها اطمینان‌بخش نبود، بلکه موجی از انتقادهای تند را در داخل امریکا برانگیخت. منتقدان، سخنان ترامپ را نمونه‌ای از بی‌برنامگی و تناقض‌گویی توصیف کردند؛ رویکردی که به‌گفته آنان، شکاف میان روایت رسمی و واقعیت‌های میدان را عمیق‌تر کرده است. چاک شومر، رهبر دموکرات‌های سنا، اقدام علیه ایران را یکی از بزرگ‌ترین خطاهای سیاسی در تاریخ امریکا دانست.

به گفته او: «سخنرانی ترامپ پراکنده، نامنسجم و شرم‌آور بود. اقدامات ترامپ در قبال ایران می‌تواند به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین اشتباهات سیاست خارجی امریکا ثبت شود. ترامپ یک لحظه خود را رئیس‌جمهور صلح معرفی می‌کند و لحظه‌ای بعد کشور را وارد جنگ می‌کند. این رفتار عامل تضعیف اعتماد عمومی و افزایش خطر برای جان شهروندان است.»

مطالب بیشتر:  از محله‌های فقیرنشین مشهد تا رهبری خاورمیانه؛ سید علی خامنه‌ای که بود؟

بازارهای مالی نیز بی‌درنگ به این فضای مبهم واکنش نشان دادند. سخنرانی ترامپ نتوانست اعتماد لازم را ایجاد کند و نشانه‌های بی‌ثباتی به‌سرعت در شاخص‌ها نمایان شد؛ قیمت نفت خام پنج‌درصد افزایش یافت، در حالی که طلا، نقره و رمزارزها کاهش را تجربه کردند؛ واکنشی که به گفته تحلیلگران اقتصادی از نگرانی عمیق سرمایه‌گذاران نسبت به آینده این جنگ حکایت دارد.

در سوی دیگر، مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، در نامه‌ای سرگشاده خطاب به شهروندان امریکا تأکید کرد که ایران آغازگر جنگ نبوده و امریکا به نیابت اسرائیل بر ایران حمله کرده است.

پزشکیان تصریح کرد: «امروز جهان بر سر یک دوراهی ایستاده است. ادامه مسیر تقابل، پرهزینه‌تر و بیهوده‌تر از همیشه است. انتخاب میان تقابل و تعامل، انتخابی واقعی و سرنوشت‌ساز است که آینده نسل‌های بعدی را شکل می‌دهد. ایران در طول تاریخ هزاران ساله خود، از متجاوزان بسیاری جان سالم به در برده است. از آن‌ها تنها نامی لکه‌دار در تاریخ مانده، درحالی‌که ایران مقاوم، باکرامت و سربلند همچنان ایستاده است.»

همزمان، نگرانی‌ها از گسترش دامنه جنگ در سطح منطقه‌ای افزایش یافته است. رئیس‌جمهور ترکیه با هشدار نسبت به خطر تشدید درگیری‌ها، بر ضرورت بازگشت به دیپلماسی تأکید کرد.

رجب طیب اردوغان افزود: «نسبت به خطر تشدید و گسترش جنگ میان ایران، امریکا و اسرائیل هشدار می‌دهم و تأکید می‌کنم که بازگشت به دیپلماسی ضروری است. کشور ما برای جلوگیری از گسترش درگیری‌ها با طرف‌های مختلف در تماس است.»

بسیاری از آگاهان بر این باورند که این جنگ به یک بن‌بست راهبردی رسیده است. از یک‌سو، اهداف اعلامی امریکا، از جمله تغییر نظام ایران، محدودسازی برنامه هسته‌ای و دسترسی به تأسیسات و منابع مرتبط با اورانیوم، تحقق نیافته است. از سوی دیگر، تحولات میدانی نشان می‌دهد که نه‌تنها این اهداف محقق نشده، بلکه برخی معادلات کلیدی نیز به زیان واشنگتن تغییر کرده است. در همین چارچوب، مسئله تنگه هرمز به یکی از گره‌های اصلی بحران تبدیل شده است؛ مسیری که پیش از جنگ باز بود، اکنون به یکی از اهداف تازه امریکا برای بازگشایی بدل شده و به‌عنوان اهرم فشار در معادلات منطقه‌ای نقش‌آفرینی می‌کند.

مطالب بیشتر:  انزجار جهانی از سیاست‌های امریکا و اسراییل؛ میلان چگونه به صحنه‌ مقاومت بدل شد؟

همزمان، طیف گسترده‌ای از اندیشکده‌های غربی و مراکز مطالعاتی، با انتشار ارزیابی‌های انتقادی، از ناکامی راهبردی امریکا در این جنگ سخن گفته‌اند. این ارزیابی‌ها، با تأکید بر شکاف میان اهداف و نتایج، از تضعیف جایگاه امریکا در نظام بین‌الملل حکایت دارند.

اکنون، با ورود جنگ به دومین ماه، نشانه‌های فرسایشی آن آشکارتر شده است؛ فشار بر اقتصاد جهانی افزایش یافته و نارضایتی مالیه‌دهندگان امریکایی در خیابان‌ها رو به گسترش است. در چنین شرایطی، به نظر می‌رسد واشنگتن در جستجوی راهی برای خروج از این بن‌بست است؛ بن‌بستی که نه‌تنها معادلات میدانی، بلکه اعتبار و پرستیژ بین‌المللی امریکا را نیز به چالش کشیده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *