چهار هفته از آغاز تهاجم نظامی امریکا به ایران میگذرد؛ جنگی که بسیاری از تحلیلگران و حتی سیاستمداران امریکایی، آن را نتیجه مستقیم فشارهای تلآویو بر واشنگتن میدانند. این نبرد که با حملات مشترک امریکا و اسرائیل آغاز شد، اکنون با موجی بیسابقه از نارضایتی و انتقاد، هم در داخل خاک امریکا و هم در میان متحدان و رقبای جهانی واشنگتن روبرو شده است. محور اصلی انتقادها یک چیز است: این جنگ فاقد مشروعیت بینالمللی، راهبرد روشن ندارد، راه به جایی نمیبرد و تنها هزینههای گزاف انسانی و اقتصادی تحمیل میکند.
در داخل امریکا، صدای مخالفتها حتی از درون بدنه نخبگان نظامی و سیاسی پیشین بلند شده است. جیمز متیس، وزیر دفاع پیشین، با لحنی هشدارآمیز سیاستهای واشنگتن را فاقد راهبرد روشن توصیف کرد. او افزود: «سیاستهای واشنگتن فاقد راهبرد روشن و اوضاع کنونی دشوار است. اهداف امریکا و اسرائیل در این جنگ کاملا مبهم است. ما در شرایط سختی قرار داریم و من نمیتوانم گزینههای خوب زیادی را تشخیص دهم.»
جان بولتون، مشاور پیشین امنیت ملی، از نبود آمادگی و برنامهریزی سخن میگوید و تأکید میکند که مردم، کنگره و متحدان امریکا برای این جنگ آماده نبودند. بولتن میافزاید: «مردم امریکا آماده نبودند، کنگره آماده نبود و متحدان امریکا نيز آمادگی نداشتند. ايران به اين درک رسيده که با مسدود کردن تنگه هرمز چه ميزان خسارت میتواند ايجاد کند؛ مسيری که حدود يک پنجم نفت و گاز طبيعی مايع جهان از آن عبور میکند.»
همزمان، رند پاول، سناتور مطرح امریکایی، بدهی ملی را بزرگترین تهدید برای امنیت ملی دانسته و فاش میکند که جنگ ایران روزانه یک تا دو میلیارد دالر هزینه دارد. رند پاول تصریح کرد: «بدهی ملی ما بزرگترین تهدید برای امنیت ملی ماست جنگ ایران روزانه ۱ تا ۲ میلیارد دالر هزینه دارد، کشاورزان برای جبران ضررهای تعرفهای به میلیاردها دالر نیاز دارند. خسارات طوفان به میلیاردها دالر دیگر نیاز دارد. هیچکدام از این هزینهها پرداخت نشده است همه آن قرض گرفته شده است.»
سناتور کریس ونهولن نیز با دروغگو خواندن ترامپ، این نبرد را جنگ انتخابی دونالد ترامپ نامیده و خواستار پایان فوری آن شده است. در همین حال، کریس مورفی، رهبر دموکراتهای سنا، تأکید دارد که ترامپ هیچ برنامهای برای مدیریت بحران بسته شدن تنگه هرمز نداشته و ندارد؛ بحرانی که به گفته سایمون جانسون، اقتصاددان برنده نوبل، با مسدود شدن این تنگه استراتژیک، معادله تحریمها را علیه امریکا معکوس کرده است. او اضافه کرد: «ایران با مسدود کردن تنگه هرمز، عملاً معادله تحریمها را وارونه کرده است. ایران با جلوگیری از عبور نفت کشورهای عربی همپیمان امریکا و در مقابل، تداوم صادرات نفت خود به چین، موفق شده است تحریمهای دوفاکتو و دردناکی را بر اقتصاد ایالات متحده تحمیل کند.»
خارج از مرزهای امریکا، وضعیت نشاندهنده یک انزوای دیپلماتیک است. متحدان کلیدی اروپایی راه خود را جدا کردهاند. فرانک والتر اشتاینمایر، رئیسجمهور آلمان، به صراحت این جنگ را نقض حقوق بینالملل و یک اشتباه فاجعهآمیز سیاسی خوانده و افزوده است: «جنگ علیه ایران نقض حقوق بینالملل است. سیاست خارجی ما با این متقاعدکنندهتر نمیشود که نقض حقوق بینالملل را نقض حقوق بینالملل ننامیم. این جنگ از نظر سیاسی اشتباه فاجعهآمیز، و اگر واقعاً هدف آن جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای بوده باشد، واقعاَ قابل جلوگیری و غیرضروری بوده است. مسیرهای دیپلماتیک مؤثرتری برای این هدف وجودداشته است.»
اسپانیا، بلندترین صدای مخالف در اروپا است. پدرو سانچز، نخستوزیر این کشور، اقدام نظامی یکجانبه امریکا و اسرائیل را رد کرده و اعلام نموده که مادرید اجازه نخواهد داد از پایگاههایش برای عملیاتهایی خارج از قوانین بینالمللی استفاده شود. سانچز افزود:«ما اقدام نظامی یکجانبه امریکا و اسرائیل را که نشان دهنده یک تشدید تنش و کمک به نظم بین المللی نامطمئن تر و خصمانه تر است، رد می کنیم. ما توانایی تحمل یک جنگ طولانی و ویرانگر دیگر در خاورمیانه را نداریم. ما خواستار تنش زدایی فوری و احترام کامل به قوانین بین المللی از سوی طرفین هستیم.»
روسیه، چین و ترکیه حملات را به تندی محکوم کردهاند. سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، هدف قرار گرفتن تأسیسات انرژی هستهای زیر نظر آژانس را محکوم کرده و این اقدامات را تجاوز نظامی بیرحمانه خواند که امنیت انرژی جهانی را تهدید میکند.
رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه، این نبرد را جنگ نتانیاهو برای بقای سیاسی دانسته که هشت میلیارد نفر در جهان بهای آن را میپردازند. او خواستار اقدام فوری کشورها علیه نتانیاهو شده است.
حتی ایهود باراک، نخستوزیر پیشین اسرائیل، با انتقاد از رویکرد نتانیاهو معتقد است که ایالات متحده در ۶۰ سال گذشته در هیچ جنگی پیروز نشده و این نبرد نیز وارد مرحله رکود شده است. ایهود باراک تاکید کرد: «امریکا در هیچیک از جنگهایی که طی ۶۰ سال گذشته وارد آن شده، پیروز نشده است این جنگ وارد مرحلهای از رکود شده است. هیچ راه نظامی برای خارج کردن اورانیوم از ایران وجود ندارد.»
واقعیت میدانی نیز با تصویر پیروزی سریع که واشنگتن ترسیم میکرد، فاصله دارد. مارک اسپر، وزیر دفاع سابق امریکا، اعتراف میکند که ایرانیها تسلیم نخواهند شد و هیچ نشانهای از گسست در نظام دیده نمیشود. تحلیلگران، معتقدند ایران در همین مدت کوتاه به دستاوردهایی راهبردی رسیده است: کنترل قیمت جهانی نفت، لغو دوفاکتوی تحریمهای نفتی علیه خود و روسیه، و تداوم فروش نفت به چین.
در حالی که میدان جنگ همچنان فعال است، این سطح از نارضایتی و تردید، چشمانداز تداوم و پیامدهای این درگیری را بیش از پیش پیچیده و نامطمئن ساخته است؛ جنگی که اکنون نهفقط در میدان نظامی، بلکه در عرصه مشروعیت سیاسی و اجماع بینالمللی نیز با چالشها و تردیدهای جدی روبهرو است.