تحلیل‌گر اسرائیلی: محاسبات ترامپ درباره ایران اشتباه بود

یک تحلیل‌گر برجسته اسرائیلی در یادداشتی به بررسی روند جنگ میان آمریکا و ایران پرداخته و تأکید کرده است که دونالد ترامپ پس از گذشت حدود یک ماه از آغاز درگیری‌ها، به‌تدریج به پیچیدگی و تفاوت ماهوی ایران با سایر بازیگرانی که پیش‌تر با آن‌ها مواجه بوده، پی برده است.
الون بن دیوید، تحلیل‌گر روزنامه عبری‌زبان مااریو، در این تحلیل می‌نویسد که ترامپ در ابتدای جنگ، با همان رویکردی وارد میدان شد که پیش‌تر در عرصه تجارت و معاملات اقتصادی به‌کار می‌گرفت؛ رویکردی مبتنی بر فشار، تهدید و امتیازگیری سریع. به باور او، این الگو در برابر ایران کارایی لازم را نداشته و به نوعی با شکست مواجه شده است.
در این یادداشت آمده است که ترامپ در طول سال‌های فعالیت اقتصادی خود، با الگوهای مشخصی از تعامل مواجه بوده؛ از رقبا و شرکای تجاری گرفته تا بازیگران حوزه املاک و سرمایه‌گذاری، که اغلب در چارچوب محاسبات اقتصادی و منافع کوتاه‌مدت عمل می‌کردند. اما به نوشته این تحلیل‌گر، شرایط کنونی متفاوت است، زیرا ایران به‌عنوان یک بازیگر تاریخی با پیشینه تمدنی طولانی، رویکردی متفاوت نسبت به مفاهیمی مانند زمان، پیروزی و هزینه دارد.
در ادامه این تحلیل تأکید شده است که ایران در روزهای ابتدایی جنگ، به‌دلیل برخی محاسبات نادرست و اعتماد به پیام‌های اولیه، تا حدی غافلگیر شد؛ اما در ادامه توانست خود را بازیابی کند و طی هفته‌های بعدی در برابر حملات، مقاومت نشان دهد. این تغییر وضعیت، به‌زعم نویسنده، یکی از نقاط کلیدی در تحول روند جنگ بوده است.
این تحلیل‌گر همچنین به یکی از مهم‌ترین اهرم‌های قدرت ایران در این درگیری اشاره کرده و آن را «توانایی تأثیرگذاری بر تنگه هرمز» توصیف می‌کند. به گفته او، این ظرفیت به‌گونه‌ای است که می‌تواند معادلات جهانی انرژی را تحت تأثیر قرار دهد و از این منظر، به‌عنوان ابزاری راهبردی با اثرگذاری گسترده تلقی می‌شود. در این چارچوب، کنترل یا مهار چنین ظرفیتی برای آمریکا نه‌تنها دشوار، بلکه مستلزم هزینه‌های بسیار سنگین نظامی و اقتصادی خواهد بود.
در ادامه آمده است که هرگونه تلاش برای کنترل کامل این گذرگاه حیاتی، نیازمند بسیج گسترده نیروها و منابع است و حتی در این صورت نیز با عدم قطعیت‌های جدی همراه خواهد بود. از همین‌رو، به باور نویسنده، این عامل به یکی از موانع اصلی در مسیر تصمیم‌گیری‌های واشنگتن تبدیل شده است.
در بخش دیگری از این یادداشت، به موضوع مذاکرات احتمالی اشاره شده و تأکید شده است که در صورت فراهم شدن شرایط گفت‌وگو، ایران احتمالاً از موضعی قوی‌تر وارد مذاکرات خواهد شد. در مقابل، آمریکا با چالش‌های پیچیده‌تری روبه‌رو خواهد بود و ناگزیر است میان ادامه فشار نظامی و تلاش برای کاهش تنش، یکی را انتخاب کند.
این تحلیل همچنین به دشواری‌های سیاسی ترامپ در این مسیر اشاره دارد و می‌نویسد که رئیس‌جمهور آمریکا ممکن است در نهایت به اتخاذ رویکردی روی آورد که با تمایلات اولیه او همخوانی ندارد؛ از جمله تلاش برای ایجاد کانال‌های مذاکره و جلب موافقت طرف مقابل برای کاهش تنش‌ها. در عین حال، گزینه استفاده از فشار بیشتر نیز همچنان به‌عنوان یکی از سناریوهای محتمل مطرح شده است.
در مجموع، این تحلیل نشان می‌دهد که جنگ جاری نه‌تنها به‌لحاظ نظامی، بلکه از منظر راهبردی نیز برای ایالات متحده با پیچیدگی‌های قابل توجهی همراه شده است. تغییر در برداشت‌ها نسبت به توانمندی‌ها و رفتار ایران، در کنار هزینه‌های فزاینده جنگ، شرایطی را ایجاد کرده که تصمیم‌گیری برای ادامه مسیر را برای واشنگتن دشوارتر از پیش کرده است.

مطالب بیشتر:  اتفاق بی‌سابقه در تاریخ امریکا؛ یک مسلمان شهردار نیویارک شد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *