بن‌بست در اسلام‌آباد

بن‌بست در اسلام‌آباد

مذاکرات فشرده میان ایالات متحده و ایران در اسلام‌آباد پاکستان، پس از بیش از ۲۱ ساعت گفت‌وگو، بدون دستیابی به توافق پایان یافت؛ نتیجه‌ای که برای بسیاری از ناظران چندان غافلگیرکننده نبود. با این حال، این شکست، دولت دونلد ترامپ را در برابر گزینه‌هایی دشوار و پرهزینه قرار داده است.

جی دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، که برای هدایت این مذاکرات به اسلام‌آباد سفر کرده بود، پس از پایان نشست‌ها توضیح چندانی درباره جزئیات ارائه نداد. او تنها تأکید کرد که واشنگتن خطوط قرمز خود را به‌روشنی مشخص کرده و پیشنهاد نهایی را به تهران ارائه داده، اما طرف ایرانی از پذیرش آن خودداری کرده است. (بپذیر یا رها کن)!

بر اساس گزارش‌ها، پیشنهاد آمریکا شامل توقف کامل و دائمی برنامه هسته‌ای ایران بوده است؛ درخواستی که تهران آن را نپذیرفته است. این وضعیت شباهت زیادی به مذاکرات نافرجام ماه فبروری در ژنو دارد؛ مذاکراتی که در نهایت به تصمیم واشنگتن برای آغاز یک کمپین نظامی ۳۸ روزه علیه ایران انجامید. در آن حملات، به گفته پنتاگون، بیش از ۱۳ هزار هدف در داخل ایران مورد اصابت قرار گرفت.

با این حال، برخلاف انتظار دولت ترامپ، فشار نظامی گسترده نتوانست موضع ایران را تغییر دهد. وزارت خارجه ایران در بیانیه‌ای اعلام کرد که تلفات انسانی و خسارات واردشده، عزم این کشور را برای دفاع از منافع و حقوق خود بیش از پیش تقویت کرده است.

اکنون، دولت آمریکا با دو مسیر اصلی روبه‌رو است: یا ورود به مذاکراتی طولانی و پیچیده با ایران بر سر آینده برنامه هسته‌ای، یا بازگشت به درگیری نظامی؛ گزینه‌ای که می‌تواند بار دیگر بازارهای جهانی انرژی را دچار بحران کند و رقابت بر سر کنترل تنگه هرمز را تشدید نماید.

مطالب بیشتر:  واکنش کابل به نشست نمایندگان ویژه کشورهای آسیای مرکزی و اتحادیه اروپا

در این میان، یکی از اهرم‌های اصلی فشار واشنگتن، تهدید به ازسرگیری عملیات نظامی است، به‌ویژه آنکه آتش‌بس شکننده کنونی قرار است تا ۲۱ آپریل ادامه یابد. با این حال، تحلیلگران معتقدند این گزینه از نظر سیاسی برای ترامپ پرهزینه است، چرا که جنگ اخیر باعث اختلال گسترده در عرضه جهانی انرژی شده و حدود ۲۰ درصد از جریان نفت جهان را تحت تأثیر قرار داده است. افزایش قیمت سوخت، کمبود برخی مواد حیاتی مانند کود شیمیایی و حتی هلیوم مورد نیاز صنایع پیشرفته، از جمله پیامدهای این بحران بوده است.

از سوی دیگر، ایران نیز بر مواضع خود پافشاری می‌کند. در مذاکرات قبلی، تهران پیشنهاد داده بود فعالیت‌های هسته‌ای خود را به‌طور موقت تعلیق کند، اما حاضر به کنار گذاشتن ذخایر اورانیوم غنی‌شده یا چشم‌پوشی از حق غنی‌سازی در خاک خود نشده است؛ حقی که به‌گفته مقامات ایرانی، در چارچوب معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای برای این کشور محفوظ است.

یکی از مهم‌ترین موضوعات مطرح‌شده در این مذاکرات، وضعیت تنگه هرمز بوده است. ایران اعلام کرده که این گذرگاه حیاتی در صدر مباحث قرار داشته و موضوعاتی مانند غرامت جنگی، لغو تحریم‌ها و پایان کامل جنگ نیز در کنار آن مورد بررسی قرار گرفته است. با این حال، واشنگتن درخواست پرداخت غرامت را رد کرده و لغو تحریم‌ها را مشروط به اجرای تعهدات ایران دانسته است.

به نظر می‌رسد هر دو طرف خود را پیروز مرحله نخست این رویارویی می‌دانند: آمریکا به‌دلیل وارد کردن ضربات نظامی گسترده، و ایران به‌دلیل مقاومت و بقا در برابر این حملات. همین برداشت متضاد، چشم‌انداز دستیابی به مصالحه را دشوارتر کرده است.

مطالب بیشتر:  نقض آتش‌بس در غزه؛ اسراییل قابل اعتماد نیست

در مجموع، بن‌بست کنونی نشان می‌دهد که نه فشار نظامی توانسته ایران را وادار به عقب‌نشینی کند و نه دیپلماسی کوتاه‌مدت به نتیجه رسیده است. در چنین شرایطی، آینده روابط تهران و واشنگتن بیش از هر زمان دیگری به ترکیبی از فشار، مذاکره و ملاحظات اقتصادی گره خورده است؛ مسیری پیچیده که همچنان سرنوشت آن نامشخص باقی مانده است.

مطلبی از نیویورک تایمز

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *