در پی تشدید درگیریها میان ایران از یکسو و امریکا و اسرائیل از سوی دیگر، رسانهها و شبکههای تلویزیونی ترکیه طی روزهای اخیر با برگزاری میزگردهای تخصصی، بهصورت گسترده به تحلیل ابعاد مختلف این بحران پرداختهاند. در این برنامهها، کارشناسان امنیتی، نظامی و سیاسی تلاش کردهاند به این پرسش کلیدی پاسخ دهند که چرا مواضع دونلد ترامپ بهطور مداوم تغییر میکند و در مقابل، استراتژی ایران بر چه اصولی استوار است.
در یکی از مهمترین این میزگردها که از شبکه «سیانان ترک» پخش شد، تحلیلگران تأکید کردند که تغییرات مکرر در مواضع ترامپ، برخلاف برخی تحلیلها، نه یک تاکتیک پیچیده برای فریب ایران، بلکه نشانهای از نبود ثبات شخصیتی و ضعف در تصمیمگیری در سطح رهبری امریکا است. به باور این کارشناسان، ترامپ بهعنوان یک رهبر سیاسی، فاقد انسجام در رفتار و گفتار است و همین امر موجب شده تا روند جنگ بهجای یک مسیر برنامهریزیشده، بهصورت روزمره و واکنشی پیش برود. آنان همچنین تصریح کردند که در شرایط عادی، تیم مشاوران و مقامات ارشد باید از بروز چنین تناقضهایی جلوگیری کنند، اما به نظر میرسد ساختار تصمیمسازی در دولت امریکا نیز با ضعفهایی جدی مواجه است.
برخی روزنامهنگاران ترکیه در این میزگردها پا را فراتر گذاشته و عملکرد کلی دولت امریکا را مورد انتقاد قرار دادند. آنان با اشاره به تناقضهای مکرر در اظهارات ترامپ، این وضعیت را نشانهای از ناهماهنگی در سطح کلان سیاست خارجی دانستند. به گفته آنان، رئیسجمهور امریکا بارها مواضعی اتخاذ کرده که با سخنان قبلی او در تضاد بوده و این مسئله، اعتبار سیاستهای واشنگتن را در سطح بینالمللی تحت تأثیر قرار داده است.
در کنار این تحلیلهای سیاسی، پیامدهای اقتصادی جنگ نیز بخش مهمی از مباحث مطرحشده در رسانههای ترکیه را تشکیل میداد. برخی کارشناسان با استناد به دادههای اقتصادی اعلام کردند که تنها در یک بازه زمانی کوتاه، شهروندان امریکایی میلیاردها دالر به دلیل افزایش قیمت سوخت متحمل هزینه اضافی شدهاند. آنان همچنین به افزایش نرخ بیکاری اشاره کردند و هشدار دادند که ادامه این روند میتواند پیامدهای سیاسی جدی برای دولت امریکا داشته باشد. به باور این تحلیلگران، اقتصاد امریکا نسبت به شاخصهایی مانند بیکاری حساسیت بالایی دارد و هرگونه افزایش در این حوزه میتواند موقعیت سیاسی حاکمیت را تضعیف کند.
در مقابل، بخش قابل توجهی از این میزگردها به بررسی رویکرد ایران اختصاص داشت. تحلیلگران ترک تأکید کردند که برخلاف سردرگمی در سوی مقابل، ایران از یک استراتژی نسبتاً شفاف و منسجم برخوردار است. به گفته آنان، تهران از ابتدا اعلام کرده که در برابر حملات، بهطور کامل از خود دفاع خواهد کرد، برای یک جنگ طولانیمدت آمادگی دارد و تنها در صورتی وارد مذاکره خواهد شد که تضمینهای مشخص و قابل اتکا درباره عدم تکرار حملات دریافت کند. این تأکید بر «تضمین» از سوی ایران، از نگاه برخی کارشناسان، یک رویکرد واقعگرایانه و حتی «خردمندانه» توصیف شد، چرا که نشان میدهد تهران به دنبال توافقی پایدار است، نه یک آتشبس موقت.
در همین راستا، برخی اساتید دانشگاهی ترکیه با اشاره به روند تحولات، معتقدند که مشکل اصلی در طرف امریکایی، نبود توانایی در تصمیمگیری راهبردی است. به گفته آنان، گذشت هفتهها از آغاز جنگ بدون دستیابی به یک هدف مشخص، نشاندهنده سردرگمی در سطوح بالای تصمیمسازی در واشنگتن است. در حالیکه ایران، بهزعم این تحلیلگران، اهداف خود را بهروشنی تعریف کرده و بر اساس آن حرکت میکند.
موضوع دیگری که در این میزگرد مورد توجه قرار گرفت، بحث ارسال احتمالی تسلیحات به گروههای کُرد بود؛ موضوعی که ترامپ نیز به آن اشاره کرده بود. کارشناسان ترکیه در اینباره دیدگاههای متفاوتی ارائه کردند، اما بسیاری از آنان تأکید کردند که حتی در صورت صحت چنین ادعایی، این گروهها از توان لازم برای تأثیرگذاری جدی بر معادلات نظامی ایران برخوردار نیستند. افزون بر این، به اختلافات داخلی میان این گروهها نیز اشاره شد که میتواند مانعی جدی در برابر هرگونه هماهنگی عملیاتی باشد.
در کنار این مباحث، برخی تحلیلگران نظامی به مسئله «محاسبات اشتباه» بهعنوان یکی از عوامل کلیدی در شکلگیری و تداوم این جنگ اشاره کردند. آنان معتقدند که امریکا و اسرائیل در ارزیابی تواناییهای ایران دچار خطا شدهاند و همین مسئله موجب شده تا نتوانند به اهداف مورد نظر خود دست یابند. به گفته این کارشناسان، ایران نهتنها توانسته ظرفیتهای نظامی خود را حفظ کند، بلکه در برخی موارد با اقدامات متقابل، معادلات را به نفع خود تغییر داده است.
در مجموع، تحلیلهای ارائهشده در رسانههای ترکیه نشان میدهد که این جنگ وارد مرحلهای پیچیده و فرسایشی شده است. از یکسو، امریکا با چالشهای داخلی و خارجی متعددی روبهرو است و از سوی دیگر، ایران تلاش میکند با تکیه بر یک استراتژی مشخص، موقعیت خود را حفظ کند. در چنین شرایطی، بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که ادامه این روند بدون تغییر در رویکرد طرفها، میتواند به افزایش هزینهها و تشدید بیثباتی در منطقه منجر شود.
این ارزیابیها همچنین نشان میدهد که نگاه تحلیلگران منطقهای، بهویژه در ترکیه، بیش از پیش به سمت بررسی واقعگرایانهتر تحولات سوق یافته و تلاش دارد فراتر از روایتهای رسمی، ابعاد مختلف این بحران را مورد واکاوی قرار دهد؛ بحرانی که نهتنها معادلات منطقهای، بلکه توازن قدرت در سطح بینالمللی را نیز تحت تأثیر قرار داده است.