تحلیل اخیر سیانان نشان میدهد که دونالد ترامپ ممکن است بهزودی یکی از نزدیکترین متحدان خود در اروپا، یعنی ویکتور اوربان را از دست بدهد؛ موضوعی که میتواند پیامدهای مهمی برای جریانهای راستگرای اروپا و سیاست خارجی آمریکا داشته باشد.
این گزارش با اشاره به رویدادی در بوداپست، پایتخت مجارستان، آغاز میشود؛ جایی که در مراسمی تحت عنوان «روز دوستی مجارستان و آمریکا»، معاون رئیسجمهور آمریکا، جیدی ونس، تماس تلیفونی با ترامپ برقرار کرد تا او برای حاضران سخنرانی کند. این مراسم که در ظاهر برای بزرگداشت روابط دو کشور برگزار شده بود، در عمل بیشتر به نمایش روابط نزدیک میان ترامپ و اوربان شباهت داشت.
ترامپ در این ارتباط تلیفونی، حمایت کامل خود از اوربان را اعلام کرد و او را متحدی مهم برای آمریکا دانست. ونس نیز در سخنرانی خود تأکید کرد که هدف از حضورش در بوداپست، حمایت حداکثری از نخستوزیر مجارستان است. پیش از این نیز مقامات ارشد آمریکایی از جمله وزیر خارجه، موفقیت مجارستان را همسو با منافع ایالات متحده توصیف کرده بودند.
با این حال، تحلیل سیانان تأکید میکند که این سطح از حمایت، در نگاه نخست چندان قابل توجیه نیست؛ چرا که مجارستان در میان کشورهای اتحادیه اروپا از نظر شاخصهایی مانند شفافیت، آزادیهای مدنی و سطح اقتصادی، در جایگاه مطلوبی قرار ندارد. اما به گفته تحلیلگران، اهمیت اوربان برای دولت ترامپ بیش از آنکه به عملکرد داخلی کشورش مربوط باشد، به نقش ایدئولوژیک او در اروپا بازمیگردد.
ایوان کراستف، تحلیلگر سیاسی بلغاری، در اینباره میگوید که اوربان طی سالهای گذشته مجارستان را به یک «مرکز فکری، نهادی و مالی» برای جریانهای راستگرای اروپا تبدیل کرده است. از نگاه دولت ترامپ، این زیرساخت ایدئولوژیک میتواند زمینهساز شکلگیری اروپایی همسو با دیدگاههای محافظهکارانه، ضد مهاجرت، ضد محیط زیستگرایی افراطی و منتقد فرهنگ لیبرال باشد.
در این چارچوب، برخی مقامات آمریکایی معتقدند که نوعی «انقلاب ترامپی» در حال شکلگیری است که اروپا نیز دیر یا زود تحت تأثیر آن قرار خواهد گرفت. به باور آنان، اروپا تنها یک چرخه انتخاباتی با آمریکا فاصله دارد.
با این حال، انتخابات پارلمانی پیشرو در مجارستان میتواند این فرضیه را به چالش بکشد. حزب اپوزیسیون «تیسا» به رهبری پیتر ماگیار، در نظرسنجیها برتری قابل توجهی نسبت به حزب حاکم فیدس داشته و احتمال تغییر قدرت افزایش یافته است. ماگیار که پیشتر از متحدان اوربان بود، اکنون با تمرکز بر مسائل داخلی مانند فساد، وضعیت اقتصادی و خدمات عمومی، تلاش کرده از ورود به حوزه سیاست خارجی پرهیز کند.
تحلیلگران معتقدند در صورت شکست اوربان، پیامدهای این تحول فراتر از مرزهای مجارستان خواهد بود. کراستف در این زمینه میگوید که شکست اوربان، بهعنوان نماد جریان راستگرای افراطی در اروپا، میتواند ضربهای روانی و سیاسی به این جریان وارد کند.
در بخش دیگری از این گزارش، به ساختار حکمرانی در مجارستان پرداخته شده که برخی آن را «دموکراسی غیرلیبرال» یا «اقتدارگرایی رقابتی» توصیف میکنند. در این مدل، اگرچه انتخابات برگزار میشود، اما فضای سیاسی و رسانهای بهگونهای مدیریت میشود که رقابت واقعی محدود شود.
پژوهشگران این نظام را «اقتدارگرایی اطلاعاتی» نیز نامیدهاند؛ مدلی که در آن بهجای سرکوب فیزیکی، از ابزارهایی مانند تبلیغات، تخریب شخصیت و کمپینهای رسانهای برای تضعیف مخالفان استفاده میشود.
در این چارچوب، دولت اوربان طی سالهای گذشته با نهادهای مدنی، رسانههای مستقل و حتی دانشگاهها وارد تقابل شده است. یکی از نمونههای برجسته، فشار بر دانشگاه اروپای مرکزی (CEU) بود که در نهایت منجر به انتقال فعالیتهای آن به وین شد.
در کنار این اقدامات، دولت مجارستان با سرمایهگذاری گسترده در نهادهای آموزشی و پژوهشی همسو با خود، تلاش کرده زیرساخت فکری جریانهای محافظهکار را تقویت کند. مؤسساتی مانند «کالج ماتیاس کوروینوس» به مرکزی برای تربیت نسل جدیدی از فعالان سیاسی راستگرا تبدیل شدهاند.
تحلیل سیانان همچنین به روابط نزدیک میان جریانهای محافظهکار آمریکا و مجارستان اشاره میکند. چهرههایی مانند استیو بنن، تاکر کارلسون و نهادهایی مانند بنیاد هریتیج، بارها از مدل حکمرانی اوربان تمجید کرده و آن را الگویی برای غرب دانستهاند.
در مقابل، این رابطه برای اوربان نیز منافع ملموسی به همراه داشته است. از جمله، معافیت موقت از برخی تحریمهای انرژی آمریکا که به مجارستان اجازه داد واردات نفت از روسیه را ادامه دهد؛ موضوعی که برای اقتصاد این کشور حیاتی محسوب میشود.
با این حال، آینده این همکاریها به نتیجه انتخابات پیشرو بستگی دارد. در صورتی که اوربان قدرت را از دست بدهد، هرچند ساختارهای ایدئولوژیک ایجادشده باقی خواهند ماند، اما نفوذ سیاسی او کاهش خواهد یافت و جریانهای راستگرا در اروپا با چالشهای جدیدی مواجه خواهند شد.
در جمعبندی، این تحلیل تأکید میکند که شکست احتمالی اوربان نهتنها یک تحول داخلی در مجارستان، بلکه رویدادی با پیامدهای گسترده در سطح اروپا و حتی روابط فراآتلانتیک خواهد بود. چنین نتیجهای میتواند به تقویت جریانهای میانهرو در اروپا منجر شود و در عین حال، پروژه گسترش نفوذ جریانهای همسو با ترامپ در این قاره را با مانع جدی مواجه سازد.